کدخبر: ۳۵۷۷

دومین جلسه محاکمه محمد علی نجفی به اتهام قتل همسرش آغاز شد. در این جلسه طباطبایی وکیلی که سال ها در کنار نجفی بود حضور ندارد و خانواده نجفی از علت عزل ایشان نگفتند و تنها بیان داشتند به دلایلی ایشان عزل شدند که بعدا بازگو می شود.

به گزارش خبرنگار برنا؛ محمد علی نجفی - وزیر آموزش و پرورش اسبق  و شهردار سابق تهران - هفتم خرداد ماه ؛ همسرش را در خانه مسکونیشان در منطقه سعادت آباد تهران با شلیک دو گلوله به قتل رساند.

جسد میترا استاد -همسر دوم محمد علی نجفی - در حمام منزلشان کشف شد. پلیس با ورود به محل جنایت و شواهد و نامه ای که از خانواده نجفی کشف شد به این قطعیت رسید که شهردار سابق تهران ؛ قاتل همسرش است و دستور بازداشت صادر شد.

ساعاتی بعد از قتل ؛ نجفی با مراجعه به پلیس آگاهی خود را تسلیم کارآگاهان کرد و علت قتل همسر را اختلافات شدید آنها با یکدیگر در بر سر رفتار خاص میترا استاد عنوان کرد .

اولین جلسه دادگاه نجفی شنبه این هفته در شعبه 9 دادگاه کیفری استان با حضور وکلای مدافع دو طرف و متهم برگزار شد. اولیا دم در اولین جلسه این دادگاه حضور نیافتند و تنها برادر استاد در این جلسه حضور داشت.

درجلسه اول دادگاه سرپرست دادسرای جنایی تهران با قرائت کیفرخواست پرداخت که بخش عظم آن روابط خاص میترا استاد با مردانی از سیاست و هنر بود .

در پایان این جلسه تاکید اولیا دم به قصاص نفس متهم از سوی وکیل مدافع میترا استاد بیان شد.

حضور نجفی با پرونده ای آبی دردست در جلسه دوم دادگاه

امروز- چهارشنبه 26 تیرماه- دومین جلسه محاکمه نجفی به اتهام قتل میترا استاد همسر دومش با حضور متهم و وکلای در شعبه 9 دادگاه کیفری استان برگزار می شود.

وکیل نجفی عزل شد

در این جلسه طباطبایی وکیلی که سال ها در کنار نجفی بود حضور ندارد و به دلایلی عزل شده است .  داماد نجفی در توضیح علت عزل طباطبایی به خبرنگاران گفت : عزل کاملا دوستانه بوده است . ابتدا قرار بود استعفا دهند ؛ قبول نکردند ؛ آقای نجفی ایشان را عزل کردند. در حال حاضر نیاز نیست توضیحات بیشتر در این خصوص ارائه شود. 

دومین جلسه محاکمه محمد علی نجفی به اتهام قتل همسرش آغاز شد. در این جلسه طباطبایی وکیلی که سال ها در کنار نجفی بود حضور ندارد و خانواده نجفی از علت عزل ایشان نگفتند و تنها بیان داشتند به دلایلی ایشان عزل شدند که بعدا بازگو می شود.

به گزارش خبرنگار برنا؛ محمد علی نجفی - وزیر آموزش و پرورش اسبق  و شهردار سابق تهران - هفتم خرداد ماه ؛ همسرش را در خانه مسکونیشان در منطقه سعادت آباد تهران با شلیک دو گلوله به قتل رساند.

جسد میترا استاد -همسر دوم محمد علی نجفی - در حمام منزلشان کشف شد. پلیس با ورود به محل جنایت و شواهد و نامه ای که از خانواده نجفی کشف شد به این قطعیت رسید که شهردار سابق تهران ؛ قاتل همسرش است و دستور بازداشت صادر شد.

ساعاتی بعد از قتل ؛ نجفی با مراجعه به پلیس آگاهی خود را تسلیم کارآگاهان کرد و علت قتل همسر را اختلافات شدید آنها با یکدیگر در بر سر رفتار خاص میترا استاد عنوان کرد .

اولین جلسه دادگاه نجفی شنبه این هفته در شعبه 9 دادگاه کیفری استان با حضور وکلای مدافع دو طرف و متهم برگزار شد. اولیا دم در اولین جلسه این دادگاه حضور نیافتند و تنها برادر استاد در این جلسه حضور داشت.

درجلسه اول دادگاه سرپرست دادسرای جنایی تهران با قرائت کیفرخواست پرداخت که بخش عظم آن روابط خاص میترا استاد با مردانی از سیاست و هنر بود .

در پایان این جلسه تاکید اولیا دم به قصاص نفس متهم از سوی وکیل مدافع میترا استاد بیان شد.

حضور نجفی با پرونده ای آبی دردست در جلسه دوم دادگاه

امروز- چهارشنبه 26 تیرماه- دومین جلسه محاکمه نجفی به اتهام قتل میترا استاد همسر دومش با حضور متهم و وکلای در شعبه 9 دادگاه کیفری استان برگزار می شود.

وکیل نجفی عزل شد

در این جلسه طباطبایی وکیلی که سال ها در کنار نجفی بود حضور ندارد و به دلایلی عزل شده است .  داماد نجفی در توضیح علت عزل طباطبایی به خبرنگاران گفت : عزل کاملا دوستانه بوده است . ابتدا قرار بود استعفا دهند ؛ قبول نکردند ؛ آقای نجفی ایشان را عزل کردند. در حال حاضر نیاز نیست توضیحات بیشتر در این خصوص ارائه شود.

 

محمد علی نجفی - وزیر آموزش و پرورش اسبق  و شهردار سابق تهران - هفتم خرداد ماه ؛ همسرش را در خانه مسکونیشان در منطقه سعادت آباد تهران با شلیک دو گلوله به قتل رساند.

جسد میترا استاد -همسر دوم محمد علی نجفی - در حمام منزلشان کشف شد. پلیس با ورود به محل جنایت و شواهد و نامه ای که از خانواده نجفی کشف شد به این قطعیت رسید که شهردار سابق تهران ؛ قاتل همسرش است و دستور بازداشت صادر شد.

ساعاتی بعد از قتل ؛ نجفی با مراجعه به پلیس آگاهی خود را تسلیم کارآگاهان کرد و علت قتل همسر را اختلافات شدید آنها با یکدیگر در بر سر رفتار خاص میترا استاد عنوان کرد .

اولین جلسه دادگاه نجفی شنبه این هفته در شعبه 9 دادگاه کیفری استان با حضور وکلای مدافع دو طرف و متهم برگزار شد. اولیا دم در اولین جلسه این دادگاه حضور نیافتند و تنها برادر استاد در این جلسه حضور داشت.

درجلسه اول دادگاه سرپرست دادسرای جنایی تهران با قرائت کیفرخواست پرداخت که بخش عظم آن روابط خاص میترا استاد با مردانی از سیاست و هنر بود .

در پایان این جلسه تاکید اولیا دم به قصاص نفس متهم از سوی وکیل مدافع میترا استاد بیان شد.

حضور نجفی با پرونده ای آبی دردست در جلسه دوم دادگاه

امروز- چهارشنبه 26 تیرماه- دومین جلسه محاکمه نجفی به اتهام قتل میترا استاد همسر دومش با حضور متهم و وکلای در شعبه 9 دادگاه کیفری استان برگزار می شود.

طباطبایی کنار رفت 

در این جلسه طباطبایی وکیلی که سال ها در کنار نجفی بود حضور ندارد و به دلایلی عزل شده است .  داماد نجفی در توضیح علت عزل طباطبایی به خبرنگاران گفت : عزل کاملا دوستانه بوده است . ابتدا قرار بود استعفا دهند ؛ قبول نکردند ؛ آقای نجفی ایشان را عزل کردند. در حال حاضر نیاز نیست توضیحات بیشتر در این خصوص ارائه شود.

در ابتدای این جلسه ؛مهیار صفری پسر میترا استاد به عنوان شاهد در جایگاه قرار گرفت .

مهیار از روز حادثه چنین گفت : ساعت 9 صبح آن روز از خانه خارج شدم ؛ ساعت 12 بازگشتم ؛ زمان ورود به خانه با دو فرد غریبه در منزل مواجه شدم ؛ اول فکر کردم اشتباه آمده ام ولی درادامه متوجه حادثه شدم ، وقتی وارد حمام شدم با جسد مادرم مواجه شدم .

وقتی قاضی کشکولی از مهیار سوال کرد آیا  جسد مادرت را در آن شرایط به وضوح مشاهده کردی ، پسر بچه بسیار منقلب شد و نتوانست به صحبت هایش ادامه دهد. بعد از چند دقیقه تحمل گفت : مادرم و نجفی با هم دعوا زیاد داشتند . چند مرتبه نجفی بخاطر اسلحه ای که داشت مادرم را تهدید کرده بود .

مهیار در خصوص اینکه پیش از حادثه، اسلحه نجفی را در منزل دیده بود یا خیر گفت : نه ندیده بودم زیرا همیشه تاکید می شد که اسلحه در خانه همسر اول است .

در این لحظه دادگاه مسعود استاد برادر میترا استاد که در جلسه حضور داشت به مهیار اشاره کرد که چیزی را بازگو کند، چهره مهیار با درخواست دایی خود منقلب شد ولی آن چه دایی اش از وی خواسته بود نگفت !

پسر مقتول این پرونده در ادامه در خصوص روز حادثه گفت : صبح آن روز ؛ نجفی مرا از خواب بیدار کرد ؛ خیلی عصبانی بود ؛ اول فکر کردم می خواهد مرا دعوا کند .

چنین ادامه داد: دعوای آنها از شب قبل بود. از 9 شب تا 2 بامداد درگیری نجفی و مادرم ادامه داشت حتی دایی ام مسعود استاد تا 12 شب خانه ما بود .

قاضی از وی پرسید چرا دایی ات آن شب خانه شما بود که مهیار گفت : مادرم او را دعوت کرده بود .

مهیار در پاسخ قاضی در خصوص اینکه مادرت با تو چه رفتاری داشت ؛ آیا تو را زیاد دعوا می کرد گفت : نه مادرم هیچ وقت با من دعوا نمی کرد؛ همیشه با نجفی بحث داشت . حتی بعضی موقع دعوایشان به شدت اوج می گرفت مثل سه ماه قبل از حادثه که به شکلی با هم درگیر شدند که هم مادرم و هم نجفی زخمی شدند.

همسر اول میترا استاد مقابل قاضی

همسر اول میترا استاد -پدر مهیار - در ادامه در جایگاه مقابل قاضی کشکولی ایستاد و گفت : والدین میترا استاد تقاضای عدالت را دارند. بنده مطلب خاصی برای گفتن ندارم و تنها چون پسرم تقاضای عدالت در این پرونده دارد ، خواست او را عنوان می کنم.

وزیر آموزش و پرورش سابق شما نوک مداد نشکستید ؛ آدم کشتید

وکیل اولیادم در خصوص روند برگزاری جلسه اول دادگاه گفت : در جلسه اول موارد در کیفرخواست عنوان شد که قرار نبود منتشر شود ولی رسانه ها تیتر مهدورالدمی مقتوله را زدند که البته در کیفرخواست و طبق ادعای نجفی در نامه هایش مطرح شده بود .

وی تاکید کرد سخنان نجفی متعارض است و بیان داشت : متهم در جایی عنوان می کند همسرش مهدور الدم بوده ولی درجایی دیگر آن را تکذیب می کند.

وکیل میترا استاد خطاب به نجفی گفت: وزیر آموزش و پرورش سابق ؛ شما نوک مداد نشکستید ؛ آدم کشتید، سیاست که نیست که کنار بکشید؛ شما یک زن مسلمان را کشتید. اول گفتید مقتوله "پرستو"بوده و با نهاد امنیتی کار می کرد ....

در این لحظه قاضی دادگاه به وکیل میترا استاد تذکر می دهد : مطالبی که خلاف قانون است مطرح نکنید. برخلاف نزاکت و ادب صحبت نکنید.

نخستین اظهارات نجفی در دادگاه 

محمد علی نجفی دقایقی پیش برای نخستین بار مهلت دفاع از خود را در دادگاه پیدا کرد. به گزارش اقتصادنگار به نقل از برنا 

نجفی در جلسه دوم دادگاه بعد از اظهارات پسر مقتوله و بیان اینکه نجفی چند مرتبه مادرم را با اسلحه تهدید کرده بود گفت : شرایط روحی مهیار را درک می کنم . به شرایط روحی اولیادم احترام می گذارم . ولی این بخش از اظهارات مهیار را رد می کنم که بیان داشت بنده مادرش را چند مرتبه تهدید به قتل با اسلحه کرده ام . بنده هیچ وقت پیش از روز حادثه مقتوله را تهدید به قتل نکردم.

نجفی در ادامه سخنان خود در دادگاه امروز خطاب به قاضی کشکولی گفت: قصد من تنها روشن شدن حقایق است .قصد برائت خود را از وقایع رخ داده ندارم. به خدا پناه می برم و امیدوارم خدا از این تقصیر و گناه من بگذرد.

وی با اشاره به متن کیفرخواستی که در جلسه اول دادگاه خوانده شد گفت : بخشی از متن کیفرخواست نادرست و بخش هایی نیز غیر دقیق بود.

تشکر نجفی از قاضی دادگاه

نجفی در ادامه از قاضی دادگاه به خاطر تذکری که به وکیل اولیادم داد تشکر کرده و گفت : دراین پرونده با طعنه به زمان وزارت بنده اشاره شود درست نیست و درست نیست که وکیل اولیادم ؛ متهم را با الفاظ ناپسند خطاب کند. از تذکر قاضی متشکرم.

نمی خواستم نامه ام علنی شود

نجفی با بیان اینکه بنده بر سطر نامه هایی که از وضعیت ارتباطات میترا استاد  نوشته بودم تاکید کرده بودم که  این  نامه به هیچ عنوان عمومی نشود و تنها چند نفر از اقوام آن را بدانند ؛ نمی دانم چرا در جلسه اول دادگاه در قالب متن کیفرخواست ؛ نامه خوانده شد و عمومی شد .

اگر لازم بود دادگاه از محتوای نامه خبر داشته باشد ؛ باید بخش هایی از این نامه در جلسه غیرعلنی خوانده می شد. متاسفم ازاینکه بخش هایی از نامه ام خوانده شد که راضی نبودم و غیردقیق هم بود .

نجفی در خصوص وضعیت ارتباط خود با میترا استاد؛ آشنایی ؛ ازدواج... چنین گفت : ازدواج دائم من و میترا استاد ؛ هشتم اردیبهشت سال 97 بود . پیش از آن هفت ماه عقد موقت بوده و محرم بودیم. در زمان عقد موقت زیاد فرصت آشنایی نبود و مسائل اجمالی بیان می شد . عقد دائم بسیار عجله ای صورت گرفت . راضی به عقد دائم نبودم بلکه تقاضا داشتم زمان به تعویق بیافتد تا فرصت بیشتر برای شناخت داشته باشیم. چون از نظر مبانی فرهنگی و اعتقادی فاصله داشتیم. همچنین عملی داشتم که باید 10 اردیبهشت یعنی چند روز بعد از عقد صورت می گرفت ولی میترا استاد بنا به دلایلی تعویق زمان ازدواج را نپذیرفتند.

میترا می گفت من عاشق شما هستم نمی خواهم جدا شوم

نجفی ادامه داد :بعد از ازدواج و در فرصتی کم متوجه به عمق اختلافات فکری و نظری بین خودمان شدم و خواستم به صورت توافقی جدا شویم و چند ماه فرصت خواستم تا مهریه سنگین ایشان را آماده کنم . ولی ایشان موافق جدایی نبودند و می گفتند : من عاشق شما هستم و نمی خواهم جدا شوم . البته من نیز ایشان را دوست داشتم ولی نمی خواستم بخاطراختلافات عشق به نفرت برسد.

حق طلاق با من بود ولی نمی خواستم زیر قولم بزنم

شهردار سابق تهران که امروز به اتهام قتل همسردوم خود در دادگاه کیفری استان حضور یافت با گفتن از اینکه روز عقد میترا استاد از من تقاضای حق طلاق کرد گفت : گفتم شما هر وقت خواستید می توانید از من جدا شوید و من هم اگر روز خواستم از شما جدا شوم حتما با رضایت شما خواهد بود و ایشان هم روز عقد تعهداتی دادند که الان نمی خواهم وارد آن بحث و موارد شوم .
 

جزئیات روز قتل

به گزارش اقتصادنگار به نقل از فارس، نجفی در ادامه توضیحاتش به روز قتل پرداخته و گفت : یک هفته قبل از حادثه تصمیم گرفتیم به خانه بزرگتری برویم و حتی روز اسباب‌کشی جروبحث بالا گرفت و رابطه سرد بود. حتی شب قبل از حادثه برادرش در خانه ما دعوت بود و فهمید رابطه ما سرد است. حتی دید که مطالب دوستانه‌ای بین ما رد و بدل نمی‌شود.

وی افزود: پس از رفتن آنها دوباره ناسزا گفتن را شروع کرد و حتی ۴ تا ۵ بار در این مدت برخورد فیزیکی داشتیم و در حالی که در طول عمرم با هیچ خانمی برخورد فیزیکی نداشتم و این اتفاق مرا متأثر و افسرده می‌کرد و سعی کردم جواب ندهم و به بهانه خوابیدن حدود ساعت ۱۱ و نیم شب به اتاق خواب رفتم اما ایشان تا ساعت ۳ نیمه شب نمی‌گذاشت من بخوابم و خشمگین بود و ناسزا می‌گفت. همان حوالی بود که به اتاقش رفت تا بخوابد.

نجفی در مورد روز حادثه گفت: ساعت ۸ صبح بود که بیدار شدم و حدود ۸ و نیم مهیار را بیدار کردم که به مدرسه برود و در طول یک سال سعی کردم وظایف پدری‌ام را انجام دهم و حتی مرحومه جلوی من به خانواده‌اش می گفت کارهایی که می‌کند بیشتر و سنگین‌تر از پدر اصلی‌اش است.

متهم به قتل گفت: ساعت ۹ صبح بود که مهیار رفت و ایشان بیدار شد و مجدد ادامه بحث‌های شب قبل را مطرح کرد.

وی افزود: خواستم پاسخ ندهم و ساعت ۹ و نیم شده بود که گفت می‌روم به حمام و پس از آن بیرون می‌روم. گفتم کجا، گفت خودم می‌دانم.

نجفی گفت: این موضوعی بود که خیلی بین ما بحث شده بود. از آن لحظه به بعد خیلی عصبانی شدم و همه ماجرا دو تا سه دقیقه طول کشید و نفهمیدم چه شد عصبانیت و خشم مرا فراگرفت.

وی افزود: در مورد نگهداری و غیرمجاز بودن اسلحه بعداً توضیح می‌دهم‌ زیرا مجاز بوده و مجوز آن را تمدید کرده بودم.

متهم به قتل گفت: پشت سر میترا استاد رفتم و فکر کردم از درب حمام تا وان یک متر فاصله است و فکر می‌کردم ایشان در وان است و می‌توانم بنشینم و با او حرف بزنم و قطعی روی طلاق تصمیم بگیرم و پشت سرش وارد شدم و در کمد نیمه باز و اسلحه آنجا بود.

نجفی ادامه داد: اسلحه را برداشتم و بالشت را روی آن گذاشتم تا اسلحه را نبیند و نگران نشود. چون یکبار گفته بود بیا و روش استفاده اسلحه را به من یاد بده.

وی افزود: وقتی وارد حمام شدم متأسفانه ایشان وارد وان نشده بود و ما سینه به سینه هم شدیم. بالشت را کنار زدم تا اسلحه را ببیند و به او بگویم که کارمان به جای باریک می‌کشد اگر با گفت‌وگو مسائل را حل نکنیم اما ایشان وقتی اسلحه را دید نمی‌دانم چه شد که هل شد.

به گزارش اقتصادنگار به نقل از ایسنا نجفی ادامه داد: ایشان دستشان را روی شانه های من گذاشت، من به عقب رفتم و به این دلیل که دستم روی ماشه بود یک گلوله شلیک شد و بالشت روی زمین افتاد. من سپس دستم را بالا بردم و سپس ایشان دو دستی دست راست مرا گرفتند، من گفتم ول کن و پس از تیر اول ۴ تیر دیگر نیز شلیک شد. من قصد شلیک نداشتم. آخرین تیر که به او برخورد کرد من دیدم ایشان مرا رها کرد و سپس دیگر تیری شلیک نشد. او سپس داخل وان افتاد. من بلافاصله اسلحه را جلوی آینه حمام گذاشتم. شوکه شده بودم. دست گذاشتم دیدم حرکتی ندارد. دیدم که بالای سینه شان سوراخ است. شاید ۴ یا ۵ دقیقه بدون حرکت آنجا ایستاده بودم و حالتی غیرقابل تصور داشتم.

نجفی با بیان اینکه قصد کردم خودم را با آن اسلحه تنبیه کنم و بکشم، افزود: دوبار کنار ایشان رفتم و در وان نشستم. بعدها فکر کردم که چرا شلوار و پای من باید خونی باشد. هرچقدر فکر کردم متوجه نشدم. بعد فهمیدم همان دوبار که سمت چپ ایشان نشستم همانجا خونی شده باشد و بعد از چند دقیقه از وان خارج شدم و در اتاق قدم زدم و به بالکن رفتم و فکر کردم که آیا خودم را از آنجا پرت کنم یا نه.

وی افزود: به راننده زنگ زدم تا بیاید دو کیف اسناد خصوصی مثل چند موبایل و پاسپورت و شناسنامه و یکسری مدارک پزشکی و قباله ازدواج داشتم و چون نمی‌دانستم چه اتفاقی برایم می‌افتد به راننده گفتم که بیاید تا کیف‌ها را به او بدهم تا به دخترم برساند. مثل اینکه راننده وقتی رسیده بود به من زنگ زده بود و من متوجه نشدم.

عنوان مهدور الدم را بیان نکردم، بازپرس می‌خواست آن را در دهان من بگذارد

نجفی گفت: بنظرم رسید متنی بنویسم و بخشی از داستان زندگی مشترکم با او را بنویسم. به خواست آن مرحوم ۶ ماه ارتباطی با خانواده‌ام نداشتیم. آنچه که نوشتم با عجله بود و بعصی چیزها بصورت غیر دقیق نوشته شد. من در دفاعیاتم عنوان مهدور الدم را بیان نکردم. بازپرس پرونده می‌خواست آن را در دهان من بگذارد و می‌گفت که قبول داشتی که مهدور الدم است که این عنوان اصلاً ان زمان مطرح نبود و بعداً مطرح شد.

نجفی ادامه داد: زمانی که راننده آمد به او گفتم کیف را بالابیاور و قصد داشتم که نامه را داخل یکی از آن دو کیف که به او داده بودم بگذارم تا او نتواند نامه را بخواند. بعد به قم و زیارت حضرت معصومه (س) و مزار پدر و مادر رفتم. گفتم به آنجا بروم و تصمیم بگیرم که خود را به پلیس معرفی کنم یا اینکه تصمیم دیگری بگیرم. اسلحه را با خود برده بودم زیرا گفتم اگر بخواهم خود را به پلیس معرفی کنم بهتر است که اسلحه را تحویل دهم. پیش خودم گفتم اگر قرار باشد خودم را سر مزار پدرم بکشم باز هم باید اسلحه همراهم باشد.

وی افزود: من آن موقع کارت حمل سلاح را زیر جعبه داروها در کمد خانه گذاشته بودم و وقتی کارت را دیدم متوجه شدم زمانش تا سال ۹۴ بوده است و من آن موقع بود که این را متوجه شدم در ادامه به ترمینال بیهقی رفتم و با اتوبوس به قم رفتم. پس از اینکه در قم بودم تصمیم گرفتم به تهران بروم. با تاکسی به ترمینال جنوب و سپس به اداره آگاهی مرکزی رفتم. حتی موبایل هم نداشتم و در کیف گذاشته بودم زیرا گفتم اگر بخواهم خودکشی کنم این موبایل بعداً گم نشود.

وی افزود: من‌سپس تلفن راننده را گرفتم،، دخترم تلفن را جواب داد و گفتم من به آگاهی می روم و مشکلی نیست. پس از اینکه به آگاهی رفتم یکی دو ساعت درباره مسایل اتفاق افتاده صحبت کردم. رییس آگاهی آمد و سلام و علیک کردند. بعد از افطار لباس بازداشتگاه را پوشیدم و بعضی سوال وجواب‌ها انجام شد و شب به پزشکی قانونی رفتیم.

نجفی با اشاره به موضوع قصد قبلی برای انجام قتل، گفت: به هیچ عنوان قصد قتل در ذهن من نبود اما قبول دارم اشتباه کردم که اسلحه را برداشتم و ۵ گلوله شلیک شد. من اگر در فاصله یک متری قصد قتل داشتم و می خواستم او را از بین ببرم یک گلوله کافی بود اما از ۵ گلوله ۴ تا از آن به سقف و دیوار خورده است.

وی افزود: من با اسلحه آشنایی داشتم. زمانی که با شهید چمران در ارتباط بودم و قصد رفتن به لبنان داشتم در کلاس‌هایی در این خصوص شرکت می‌کردم. اینکه ۵ گلوله شلیک شده و ۴ تا به سقف خورده نشان دهنده این است که من با قصد شلیک نکردم بلکه غیرارادی بوده. وقتی او درون وان بود شلیک‌ها متوقف شد اما در برخی رسانه‌ها گفته شده که میترا استاد با ۵ گلوله به قتل رسیده است که ۵ گلوله یعنی هم قتل و هم نفرت و هم غیره هم بوده است.

نجفی با بیان اینکه اصابت‌های گلوله نشان دهنده این است که شلیک‌ها بطور مستقیم نبوده است، گفت: در فضای مجازی این مطالب به طنز می‌آید. سه نفر در بازداشتگاه و یک نفر هم در آگاهی همین مطلب را از من سوال کردند و گفتند شما که آشنایی داشتید چرا یک فرمول دیگری برای این عمل پیدا نکردید. من گفتم که اصلاً قصد قتل نداشتم.


در ادامه قاضی، دادگاه دو دقیقه تنفس اعلام کرد

دفاعیات بعد از تنفس

سپس نجفی در ادامه دفاعیات خود گفت: ما هم تا شب آخر مشغول کارهای زندگی بودیم. سازمان بازرسی نامه‌ای درباره صندوق ذخیره فرهنگیان که من موسسش بودم نوشته بود. من عصرش دو ساعت وقت گذاشته بودم که پاسخ نامه را بدهم و روز حادثه روی میز بود. روز قبل از آن با دوستانم برای خرید یک آپارتمان صحبت کرده بودیم. اگر قصد قتل داشتم اصلاً این مباحث پیش نمی‌آمد. حتی من چند روز پیش به اخوی خود زنگ زدم و گفتم زندگی ما خوب است.

وی افزود: من به این نتیجه رسیده بودم که جدا شویم. می‌خواستم او را قانع کنم. در سال ۶۰ که ترورهای خیابانی وجود داشت اواخر تیر یا اول مرداد ۶۰ بود که رجایی رییس جمهور و باهنر نخست وزیر بود و من هم وزیر فرهنگ بودم. در آن زمان در شورای عالی امنیت تصمیم گیری شد که مسئولان مسلح شوند که اکثراً اسلحه گرفتند و به من کلت برتا داده شد و من هم چند ماهی با خودم میبردم و بعد که فضای کشور آرام شد هیچ وقت اسلحه همراهم نبود و تا سال‌ها بعدش کنترل نکردم و کارت را چک نکردم. اما از طریق دستگاه حراست یا سرتیم محافظان ما این کارت خود به خود تمدید می‌شد و من فکر می کردم که این تمدید مثل گواهینامه ۱۰ ساله است. آخرین بار در حراست ریاست جمهوری یا تیم حفاطت تمدید شد. من چون هیچ وقت استفاده نمی‌کردم می خواستم آن را برگردانم. حتی در سال ۷۰ وزارت دفاع اسلحه‌های مسلسلی را خودش تولید کرده بود و به وزرا و مسولان هدیه کردند و من دو سه ماه نگه داشتم و سپس خواستم تحویل بدهم. ان موقع همین کلت را هم تحویل دادم ولی آن شخص گفت که شما کلت را نگه دارید، اینکه برای شما زحمتی ندارد و در نتیجه آن را نگه داشتم.

وی افزود: زمانی که در منزل با همسر اولم بودم در جایی اسلحه را پنهان کرده بودم تا کسی آن را نبیند اما همسرم از آن خبر داشت اما بعد که به منزلی که برای آن مرحومه گرفته بودم نقل مکان کردم اسلحه را در بخشی از لباس‌هایی که استفاده نمی‌کردم گذاشته بودم و وقتی به این منزل آمدم آن چمدان را باز نکردم. چمدان را جایی گذاشته بودم روی قفسه و کیف‌ها و وسایل دیگر را روی آن گذاشته بودم. مرحومه چند بار از من پرسی که آیا اسلحه را آورده‌ای که گفتم بله. گفت به من یاد بده که من به تعویق می‌انداختم‌.

نجفی افزود: مرحومه روزی به شوخی گفت یک روز اسلحه را بیاور تا خودمان را بکشیم که من هم به شوخی گفتم تو اول مرا بکش و بعد اگر دلت آمد خودت را هم بکش. در نتیجه آقا مهیار هم کنجکاو بود. من برای اینکه کسی به آن دسترسی نداشته باشد چمدان را در آن قفسه گذاشته بودم. کمدی در اتاق خواب من بود که وسایل خصوصی من در آنجا بود. مرحومه وقتی وسایل را می‌آورد اسلحه وسط لباس‌ها بود. گفت این چیست که گفتم اسلحه است. من نمی‌خواستم که با آن ور برویم. آن را گرفتم و روی یکی از قفسه‌های کمد که کنار قرص‌ها بود گذاشتم. هدفم این بود که دوباره اسلحه را پنهان کنم. آن شب ایشان گفت شام بخوریم. با هم به سمت آشپزخانه رفتیم. من یادم رفت خشاب را بردارم و اسلحه را پنهان کنم. روز درگیری وقتی پشت سر ایشان با حالت خشم رفتم چشمم به اسلحه افتاد و گفتم اسلحه را بردارم و به او بگویم که ما کارمان به جای باریک می‌کشد.

این ازدواج با دقت انجام نشده بود

نجفی افزود: امیدوارم توضیحاتم از گمانه زنی‌هایی که به غلط توسط برخی مسئولین و دیگران انجام شده کاسته باشد. من توضیح دادم که این ازدواج بدلیل اینکه با دقت انجام نشده بود من هم مقصر بودم زیرا سنم بیشتر بود و من تجربیات بیشتری داشتم.

نجفی در ادامه با بیان یا رب نظر تو برنگردد، گفت: امیدوارم خداوند از گناهان ما درگذرد و امیدوارم دادگاه تصمیم درستی بگیرد. این مصیبت‌ها ممکن است در زندگی همه پیش بیاید.

درخواست رییس دادگاه از اولیای دم برای اعلام گذشت

قاضی کشکولی در ادامه با توجه به دفاعیات نجفی خطاب به مهیار صفری، گفت: وظیفه دادگاه این است که طرفین را به سازش دعوت کند و ما از اولیای دم و وکلای آنان می خواهیم سازش و اعلام گذشت کنند زیرا قصاص یک فرد نمی‌تواند جایگزین قتل مقتوله باشد. گذشت می‌تواند یک فرهنگ عمومی را به نمایش بگذارد و توجه جامعه ما را به جرایم جنایی سوق دهد تا بیشتر مراقب رفتار خود باشند.

قاضی کشکولی افزود: یکسری دلایل اتهام مطرح است. بنابراین ممکن است سؤالات تکراری پرسیده شود. بخش‌هایی از صحنه‌های اولیه شما در پلیس آگاهی و صحنه قتل را قرائت می‌کنم. شما گفتید خشاب اسلحه از قبل در سلاح بود و مسلح نبود و روی ضامن قرار داشت. وقتی به سمت حمام رفتم آن را مسلح کردم البته اشتباه کرده و مرتکب قتل شدم. آیا این گفته‌ها را قبول دارید؟


نجفی گفت: نمی‌دانم چه شده. هر چه فکر کردم در فاصله اتاق تا حمام کاری جز برداشتن بالش نکردم. اسلحه از قبل مسلح بوده. آنچه در روز اول گفته‌ام به دلیل شرایط نامساعد من بوده و شرایط عادی نداشتم.

قاضی پرسید شما با بکارگیری سلاح آشنایی داشتید چطور مسلح بوده؟ نجفی گفت: در منزل قبلی مسلح بوده و لابلای لباس‌ها گذاشتم اما دقت کافی نکردم خشاب را نخواستم جدا کنم که گم نشود و متاسفانه سلاح مسلح به منزل جدید منتقل شد.

قاضی پرسید: مهیار چه ساعتی از خانه خارج شد؟ که نجفی گفت: آژانسی که برای مهیار رزرو کرده بودیم برای ساعت ۹ بود. ۹ و ۵ دقیقه از خانه خارج شد و فکر می‌کنم حدود ۹ و نیم این اتفاق افتاد.

قاضی کشکولی پرسید نامه را پس از انجام قتل نوشته‌اید؟ نامه در ۶ صفحه و بار حقوقی داشته است. چطور با آن شرایط روحی دسته بندی شده نوشتید؟ متهم پاسخ داد: من دقت نداشتم بار حقوقی دارد یا نه. یک ربع یا ۲۰ دقیقه نمی‌دانستم چه کنم. در منزل قدم می‌زدم. به نظرم رسید که باید خود را تنبیه و خودکشی کنم. نامه را هم با این غرض نوشتم و آنچه به ذهنم بود را با سرعت نوشتم و قصد و غرض حقوقی نداشتم. وقتی راننده رسید نامه تمام نشده بود. پایین خانه منتظر شد و بعد نامه را به او دادم.

قاضی پرسید قبل از تماس با راننده نامه را نوشته بودید که نجفی گفت: فکر می‌کنم زنگ زدم به راننده و گفتم بیا و شروع کردم به نوشتن و وقتی رسید نامه تمام نشده بود. حدود ۱۰ زنگ زدم و حدود ۱۰ و نیم فکر کنم نامه تمام شد.

قاضی گفت پس فکر می‌کنید زمان نوشتن نامه ۳۸ دقیقه طول کشیده درست است؟ نجفی گفت که احتمالاً. چون آخر نامه چیزهایی اضافه کردم و همه نامه بعد از قتل نوشته شد.

قاضی پرسید نامه در کیف و در خانه زهرا دخترتان کشف شد. دست نوشته‌ای هم روی میز ناهارخوری به دست آمده در این باره بگویید. در این لحظه دست نوشته به متهم داده شد تا در مورد آن توضیح دهد.

نجفی گفت: من این دست نوشته را در تاریخ ۲۰ اسفند سال گذشته نوشته‌ام. اینها مطالبی است که مرحومه به من گفته است.‌

قاضی پرسید از تلفن ایشان به دست آوردید؟ نجفی گفت: خیر، خودشان گفته بود.

قاضی: چرا روی میز بود؟ نجفی گفت: شاید قاطی وسایلم شده. تعجب می‌کنم جز یادداشت‌های خاص من بود. من بعد از گفت‌وگو با او اینها را می‌نوشتم. ایشان صدای من را ضبط می‌کرد اما من می‌نوشتم و مطالبی است که به من می‌گفته است. دو برگ دیگر به سازمان بازرسی و صندوق ذخیره فرهنگیان را عصر روز قبل از حادثه نوشتم که کاملاً دقیق است.

قاضی کشکولی، گفت: در تاریخ ۱۶ آذر ۹۷ نامه‌ای در پلیس ۱۱۰ موجود است که نشان می‌دهد فردی با هویت محمد علی نجفی به واحد پلیس مراجعه و اظهار کرده که فردی به نام میترا استاد یک سال است همسرش بوده و از ایشان شاکی است. این موضوع را قبول دارید؟ نجفی گفت: وقتی درگیری ما حاد شد دو بار اورژانس را خبر کردم. یک بار به صورت سطحی دستش را با تیغ بریده بود که به اورژانس گفت مسئله جدی نیست اما چون در تماس با اورژانس گفته شده بود خودزنی است اورژانس پلیس را خبر داده بود و این نامه مربوط به آن موقع است.

در این لحظه قاضی پرونده میترا استاد اعلام کرد که نمایشی از لحظه ورود و خروج محمدعلی نجفی در روز حادثه وجود دارد که در دادگاه به نمایش گذاشته شد.

قاضی از متهم پرسید در آن روز چه لباس به تن داشتی که متهم پاسخ داد: تیشرتی که شب قبل به تن داشتم، طوسی تیره رنگ بود و رویش کت و شلوار طوسی پوشیدم و با همان لباس به آگاهی رفتم. کیف برزنتی کوچکی که متعلق به مرحومه بود را برداشتم و خالی کردم و اسلحه را در یک جانماز پیچیدم و در کیف گذاشتم و با خود به قم بردم.

در این لحظه فیلم ورود محمدعلی نجفی به آسانسور ساختمان مسکونی‌اش پس از وقوع قتل به نمایش گذاشته شد که در آن نشان داده شد متهم با تیشرت تیره طوسی و کت و شلوار و در حالی که کیف به دست چپش بود وارد آسانسور شده و پس از لحظه‌ای از آن خارج شده است.

قاضی پرسید این فیلم را قبول دارید خودتان هستید؟ نجفی گفت: بله در طبقه پارکینگ پیاده شدم چون می‌خواستم در خیابان کمی قدم بزنم و فکر کنم. وقتی در شرایط بد روحی قرار می‌گرفتم و معمولاً به قم می‌رفتم و با همین نیت هم رفتم. وقتی وارد صحن می‌خواستم بشوم فردی به من تسلیت گفت و فهمیدم خبر پخش شده است. فردی می‌خواست سلفی بگیرد و می‌گفت در تهران دنبال شما می‌گردند اما گویا از پشت سرم عکس را گرفت و من در جریان آن نبودم.

قاضی پرسید در چه ساعتی؟ متهم پاسخ داد: حدود ۱۶ و ۳۰. وقتی به تهران رسیدم از تلفن راننده استفاده کردم. به نظرم رسید خانواده‌ام باید باخبر شوند. زنگ زدم با دخترم حرف زدم و گفتم نگران نشوند و گفتم به آگاهی مرکزی می‌روم. جلوی آگاهی با موتور یک مامور وارد شدم به همین دلیل افسر نگهبان من را ندید. اسلحه‌ام را هم به همین افسر دادم.

جفی در پاسخ به سوال قاضی که آیا اظهارات خود را در مرحله تحقیقات مقدماتی قبول دارید؟ گفت: سوالات از من خیلی زیاد بود. من روز اول و دوم زیاد به خودم تسلط نداشتم تا آنچه برای خودم افتاده را تجزیه و تحلیل کنم.

نجفی گفت: همان شب که خودم را معرفی کردم از من خواستند با صدا و سیما مصاحبه کنم، چون گفتند شایعه شده شما از کشور خارج شدید و رفتید و چون آن عکس هم در آگاهی منتشر شده بهتر است مصاحبه کنید که من هم به این دلیل مصاحبه کردم.

متهم این پرونده با اشاره به اظهارات وکلای اولیای دم، گفت: وکیل گفت که من عنوان مهدورالدم را در دفاعیاتم به کار بردم اما من بکار نبردم و حتی اگر به آن معتقد هم باشم بنا نیست خودم او را به قتل برسانم.

وی افزود: همچنین گفته شده که من گفته‌ام ایشان پرستو است اما من لفظ پرستو را به کار نبردم. این را بعضی در فضای مجازی نوشته‌اند که باید از خودشان بپرسید با چه انگیزه‌ای نوشته‌اید.

نجفی با اشاره به اظهارات وکلا درمورد فروش خودرو و حساب‌های بانکی، گفت: ما قصد داشتیم با پول‌هایی که من قرض می‌کنم بتوانیم یک خانه بخریم که پول‌ها به آن خانه مورد نظر و در آن منطقه که مورد نظر مرحومه بود هم نمی‌رسید و به پول حساب‌ها هم کسی دست نزده است.

وی با بیان اینکه آنچه که می‌گویم برای تبرئه خودم نیست، گفت: من حتی گفتم دوست دارم قصاص شوم تا اینکه احساس گناه در محضر الهی بخشیده شود.

وی تاکید کرد: من حتی نمی دانستم گلوله به دست ایشان هم خورده است. در آگاهی از دو چیز تعجب کردم یکی اینکه گفتند تو خودت گلوله خوردی؟ که گفتم نه. همچنین گفتند به دستش هم گلوله زدی که باز هم گفتم نه. گفتم فقط گلوله آخر به او خورد.

نجفی گفت: من ایشان را دوست داشتم و او هم من را دوست داشت. حتی اگر کسی همسر خود را به طور عادی از دست دهد مدتی طول می‌کشد که خود را با شرایط تنظیم کند.

در ادامه جلسه دادگاه قاضی محمدی کشکولی از سرگرد عزتی راد کارشناس اسلحه خواست تا با حضور در جایگاه نظرات کارشناسی خود را درباره اسلحه و نوع کاری و طریقه قتل مقتوله را تشریح کند.

رییس دادگاه قبل از حضور سرگرد عزتی در جایگاه خطاب به نجفی گفت: این اسلحه از طرف کدام سازمان یا نهاد دولتی در اختیار شما قرار گرفته است؟ نجفی گفت: دقیقاً نمی‌دانم ممکن است از طریق سپاه یا کمیته باشد، اما با توجه به اینکه محافظان من از کمیته انقلاب اسلامی بودند احتمال دارد مربوط به کمیته باشد.

رییس دادگاه با نشان دادن برگه مجوز اسلحه از نجفی خواست تا هویت آن را تایید کند که متهم برگه مجوز اسلحه را تایید کرد و معلوم شد که اسلحه و مجوز آن مربوط به حفاظت اطلاعات ارتش است.

قاضی کشکولی خطاب به نجفی گفت: اسلحه شما در سال ۷۷ توسط حراست سازمان برنامه و بودجه در اختیار شما قرار گرفته است. نجفی در پاسخ گفت: درست است در آن سال چون سازمان برنامه و بودجه بودم از طریق حراست اسلحه مرا به دلیل اینکه دچار اشکالاتی بوده است تعویض کردند.

در ادامه سرگرد عزتی راد با تشریح روز حادثه، گفت: نوع اسلحه برتا، ساخت کشور ایتالیا و خشاب آن ظرفیت ۱۳ فشنگ دارد. در روز حادثه ۵ گلوله توسط سلاح شلیک شده که ۳ گلوله آن به دیوار و سپس به سقف خانه کمانه کرده است. یک گلوله آن به کمد چوبی رو به رو مستقیم اصابت کرده و یک گلوله دیگر آن بعد از اصابت به دست مقتوله به سینه او نیز اصابت کرده است و طی مسیری در بدن در پهلوی آن گیر کرده است.

این کارشناس اسلحه افزود: ۵ پوکه شلیک شده از این اسلحه نیز در صحنه جرم پیدا شده است.

در ادامه قاضی از نجفی خواست تا یکبار دیگر نحوه شلیک گلوله‌ها را تشریح کند که متهم نجفی با تایید نظرات کارشناس اسلحه، گفت: توضیحات سرگرد عزتی راد نشان داد که ۴ گلوله به دیوار و سقف اصابت کرده است و بار دیگر تاکید می‌کنم که هیچ قصدی برای قتل نداشتم.

در ادامه قاضی از سرگرد عزتی راد خواست تا نظر قطعی خود را بیان کند.

سرگرد عزتی راد گفت: بررسی‌های کارشناسی ما نشان می‌دهد که متهم هنگام تیراندازی، دستش تعادل نداشته زیرا ۳ گلوله آن به فاصله نزدیک به هم، به دیوار و سپس به سقف حمام کمانه کرده است و نشان می‌دهد که ۳ گلوله به دیوار و یک گلوله مستقیم به کمد چوبی رو به رو و تنها یک گلوله در کش و قوس‌های به وجود آمده به دست و سپس به بدن مقتول اصابت کرده است.

وی در پاسخ به سوال قاضی که شما در گزارش خود اشاره کرده‌اید که اگر گلوله در فاصله یک یا ۵ متر شلیک شده باشد باید از بدن مقتول خارج می‌شد؟ گفت: بررسی‌های ما نشان می دهد که مقتوله ورزشکار و یا از یک اندام ورزیده برخوردار بوده زیرا گلوله باید از پهلوی او خارج می‌شد.

قاضی کشکولی خطاب به متهم گفت: در عرف برای صحبت کردن اسلحه نمی‌برند.

نجفی گفت: بله قبول دارم اما چون چند باری گفته بود ته راه ما به خون می‌رسد می‌خواستم این را نشان بدهم.

قاضی کشکولی گفت: نیازی به استفاده از بالش نبود.

نجفی گفت: وقتی بالشت را برداشتم نظرم این بود که وقتی وارد می‌شوم اسلحه را نبیند چون فکر می‌کردم در وان یا زیر دوش است و می‌توانم با او حرف بزنم.

قاضی خطاب به متهم گفت که دقیقاً بگویید چه مطالبی را در آن لحظه به او گفتید.

نجفی گفت: خیلی کوتاه بود گفتم میترا تا کی می‌خواهی این بحث را تمام کنی؟ کارمان دارد به جاهای باریک می‌کشد. ایشان هول شد و دیگر نتوانستیم حتی حرف یا بحثی کنیم. گفت علی غلط کردم به خدا حلش می‌کنم، اما به من فشار که آمد گلوله شلیک شد و بالش افتاد. یادم است دو تا سه بار گفتم دستم را ول کن و آن گلوله‌ها غیرارادی زده شد. در بازداشت فکر می‌کردم که صحنه را برای خودم بازسازی کنم اما نتوانستم.

قاضی پرسید: آیا از مقتوله تقاضای دیگری داشتی حتی در ذهن خود؟

نجفی گفت: به دنبال این بودم به توافق برسیم.

قاضی گفت: عوامل بررسی صحنه جرم در حمام، تا لحظه جابه‌جا شدن جسد خونی ندیده‌اند اما در کف حمام تا درب اتاق لکه‌هایی از خون که خشک شده بود دیده شده، به نظر شما متعلق به کیست؟

متهم پاسخ داد: قطعاً مال مرحومه است. من دو بار در وان نشستم و در خانه قدم زدم و حدس می‌زنم از آخرین گلوله و اولین گلوله که به دستش خورد خون ریخته شده و وقتی نشستم قوزک پای چپم و قسمت چپ شلوارکم خونی شد. البته من متوجه خون پایم نشدم و وقتی راننده‌ام من را دید و گفت فهمیدم.

قاضی خطاب به متهم پرسید: چه زمانی فهمیده‌اید که میترا استاد فوت شده است.

نجفی گفت: بلافاصله در وان افتاد، در حد ۳۰ ثانیه؛ منگ بودم، اسلحه را جلوی آینه گذاشتم و دستم را به روی پیشانی‌اش کشیدم و دیدم تکان نمی‌خورد، متوجه شدم فوت شده و دو بار هم در کنارش نشستم.

در همین لحظه سرگرد عزتی راد کارشناس ارشد اسلحه، گفت: در دو صورت تر و خشک، گاز باروت برداشت شده که نتیجه آن نشان‌دهنده این است که متوفی به متهم نزدیک بوده و گاز باروت در دستان متوفی نشسته و به همین دلیل استنباط درگیری داده شده است. همچنین اسلحه را تست کرده و در سیستم سابقه استفاده از آن را بررسی کردیم که نتیجه‌ای به دست نیامد. من از متهم سؤالی دارم، گروه خونی ایشان چه است؟

نجفی پاسخ داد: من B مثبت هستم.

قاضی دادگاه گفت: در پرونده بالینی سابقه خودکشی داشته‌اید، اگر تمایل دارید از آن بگویید.

نجفی گفت: در آبان ۹۷ همین اختلافات و بحث‌ها را که می‌دیدم و دیدم توافقی در طلاق نیست تصمیم گرفتم خود را تنبیه کنم اما بعد از اطلاع از عقوبت آن پشیمان شدم و در یکی از هتل‌های تهران تعدادی قرص خوردم تا کسی من را پیدا نکند و بعد خواستم رگ دستم را بزنم اما بلافاصله از حال رفتم و بعد از دو روز من را در هتل پیدا کردند.

قاضی گفت: اثر ۴ بریدگی در دست چپ همسر دومتان دیده شده از آن مطلع بودید؟

نجفی گفت: به من گفته بود که در زندگی با همسر اولش سه بار خودکشی کرده، یکبار رگ دست چپش را زده و دو بار نیز قرص خورده است.

اظهارات جنجالی وکیل نجفی 

 به گزارش اقتصادنگار به نقل از برنا گودرزی وکیل محمد علی  نجفی در ابتدا اظهارات خود با تاکید بر اینکه با توجه به قتل رخ داده روحیات نجفی را در گذشته از یاد نبریم گفت : پرونده های زیادی خواندم ولی در مسیر بازجویی هیچ کدام از پرونده ها چنین بلبشویی ندیدم. مگر می شود اسلحه تحویل داده شده با آنچه در صحنه است تا این حد تعارض داشته باشد؟ از اسلحه تحویل داده شده دست پلیس 5 گلوله شلیک شده است در حالیکه در صحنه اثر 9 گلوله است . مگر می شود در نوع سلاح مندرج در پرونده و اسلحه فعلی تا این حد تفاوت باشد و نوع گلوله ها متفاوت و از همه مهمتر این که  مگر می شود مردی ناشناس در صحنه بیاید و فردا آن روز آزاد شود و هیچ کسی نداند آن شخص چه کسی بوده است . نوع تیراندازی به شکلی است که درگیری میان مقتول و قاتل است . دو تیر از 9 تیر شلیک شده کشف شده ولی مابقی تیرهای وجود ندارد . پرونده نقص های فراوانی در مسیر تحقیقات دارد.

وکیل متهم ادامه داد: مرحومه ذهنی آلوده به سوذهن و توهم داشت و اجازه فعالیت اجتماعی به محمد علی نجفی نمی داد و تا جایی ایشان را پیش برده بود که متهم اقدام به خودکشی هم کرده است . کسی که اقدام به خودکشی می کند در تلاطم روحی است .  مقتوله به شدت دچار روحیات خاص و رفتارهای خاص بود که متهم نمی دانست باید او را دوست داشته باشد یا ترکش کند . روز حادثه متهم برای آنکه  مقتوله را به ضرب آهنگ زندگی بگرداند با اسلحه تهدید کرده بود که طبق سخنان متهم آن اتفاقات رخ داد.

به گزارش اقتصادنگار به نقل از برنا  وی ادامه داد: یکی از نقایص پرونده این است که شماره اسلحه B520CZ عنوان شده اما در کیفر خواست و سایر گزارشات D520CZ اعلام شده است. مجوز این سلاح هفت 65 است اما در تشخیص هویت سلاح 9 میلی متر عنوان شده و همه این موارد باید روشن شود. با 5 پوکه مواجه هستیم اما تیم بررسی صحنه نوشته که آثار اصابت 3 مورد روی دیوار حمام، 1 مورد در روشویی، 3 مورد روی سقف است که جمعه 7 محل اصابت گلوله وجود دارد .

وکیل متهم ادعا کرد: محتمل است که 4 شلیک دیگر از فردی دیگر باشد و اینکه اسلحه دوم متعلق به کیست احتمال دو ضارب وجود دارد. تیم بررسی صحنه گفته که تیر از پشت دست خارج شده و تیم دیگر گفته تیر از کف دست خارج شده است. تیمی گفته گلوله به صورت مدور به سینه اصابت کرده و تیمی دیگر ورودی را بیضوی شکل بیان کرده است. اختلافات از زمین تا آسمان است.

گودرزی اضافه کرد: ما دو گلوله از 9 محل کشف کردیم. گلوله از دیوار به سقف اصابت نکرده بلکه ممکن است از سقف به دیوار رفته باشد. مسئله این است که دسترسی به محل وقوع حادثه ندارم و تضادهایی در اظهار نظر ها که محصول عجله است وجود دارد. قصد مشعوف کردن اذهان عمومی را ندارم بلکه می خواهم همه چیز روشن شود. این پرونده شهامت دادسرا را می رساند. حمام کوچک بود اما اقیانوس بزرگی در آن است و باید تحقیقات میکروسکپی صورت بگیرد. در صحنه تعداد زیادی دکمه از پیراهن مردانه کنده شده بود. پرسیدم آقای نجفی شما پیراهن به تن داشتید گفتند خیر من تی شرت داشتم.

وی گفت: آزمایش گاز باروت برای ضارب صورت می گیرد تا بدانیم فرد اسلحه در دستش بوده یا خیر. چرا آزمایش گاز باروت  در دستان میترا استاد مثبت بوده است. پس جدال و درگیری وجود داشته است. فاصله شلیک 1 تا 5 متر نبوده است بلکه دست مقتوله به سلاح چسبیده بود و دست مرحومه سبب شده تا شلیک غیر ارادی به دیوار اصابت کند.

گودرزی تاکید کرد: مسئله درگیری و پیراهن مردانه و وجود دکمه در صحنه باید بررسی شود. در بازسازی صحنه، کارشناس اسلحه و وکیل متهم حضور نداشتند؛  دست مرحومه گلوله خورده و بازسازی صحنه فاقد گلوله خوردن دست است که صورت جلسه را ابطال می کند. گلوله دفرمه شده است. از کارشناس رسمی دادگستری پرسیدم اگر به دست و قفسه سینه گلوله ای برخورد کند ، گلوله دفرمه می شود یا خیر، ایشان اندام عبوری را نرم می دانست چرا که گلوله به استخوان های محکم ستون مهره ها برخورد نکرده است. در صورتی که گلوله از جلو دفرمه شده است. از دادگاه محترم تقاضا دارن نواقص این پرونده را مورد بررسی قرار بدهد.

 

حجم ویدیو: 3.07M | مدت زمان ویدیو: 00:00:50 |

ارسال نظر