کدخبر: ۳۵۹۷

در میان خیل گزارش‌هایی که درباره دادگاه محمدعلی نجفی نوشته می‌شود، شماره جدید نشریه سرنخ شاید خواندنی‌تر از مابقی محسوب شود. این نشریه که روی مسائل جنایی و حوادث تخصص دارد در شماره جدیدش روی پرونده نجفی تمرکز کرده است. یکی از نکات جالب آن مقدمه یا اصطلاحا لیدی است که خبرنگار این نشریه در دادگاه نجفی برای پرونده نوشته است، در بخشی از این مقدمه او می‌نویسد: «باید صبح زود بیدار بشوم و به دادگاه برسم. مثل همان وقت‌ها که صبح زود از خواب بیدار می‌شدم و به مدرسه می‌رفتم و نجفی وزیر آموزش پرورش بود، مثل همان وقت‌ها که صبح زود بیدار می‌شدم و به همشهری می‌رفتم و آن موقع نجفی شهردار بود«

در این پرونده متن مفصل اظهارات افراد در دادگاه که به دلیل سرعت زیاد اغلب در خبرگزاری‌ها منتشر نشده آمده است، از جمله اینکه اظهارات داماد نجفی در دادگاه منتشر شده که او گفته اختلاف میترا استاد با آن‌ها از جایی آب می‌خورد که او یکی دو بار در مراسم‌های رسمی او را دیده بوده که یک بار با یک مانتوی رنگ جیغ بوده و دفعه بعد با چادر، داماد نجفی از این تغییر در یک هفته متعجب می‌شود و گویا دلیلش را از کسی می‌پرسد. این به گوش میترا می‌رسد و میترا با داماد نجفی تماس گرفته و به او حرف‌های تندی می‌زندو اختلاف شروع می‌شود.

نکته ویژه این گزارش را شاید اما باید به گفت و گو با فردی که سایه‌ی آن در پرونده قتل میترا استاد حس می‌شود اختصاص داد. برادر او مسعود استاد. استاد با لحنی مخصوص و تبختر آمیز با سرنخ مصاحبه کرده و درباره خودش گفته است: «من از نخبگان هستم». او ادعا کرده از وخامت اوضاع میان خواهرش و نجفی اطلاع نداشته اما در جای دیگری ادعا کرده است که نجفی خواهرش را قبلا هم با اسلحه تهدید کرده بود.

 

ارسال نظر