کدخبر: ۴۳۵۴

به گزارش اقتصاد نگار؛ امیر کرمانی، دانشیار دانشگاه برکلی نوشت:

یکی از موضوعات بسیار مهم و داغ اقتصادی در سال‌های اخیر موضوع نقش دلار در اقتصاد جهانی است. در این پست به ابعاد مختلف این قضیه بر اساس یک نوشته فوق‌العاده خواندنی از Pierre Olivier Gourinchas با عنوان The Dollar Hegemon پرداخته شده است.

در حال حاضر دلار سه نقش اساسی را در اقتصاد جهانی بازی می‌کند:

 ۱- قیمت‌گذاری به دلار: تقریباً نیمی از‌ مبادلات در اقتصاد بین‌الملل به دلار قیمت‌گذاری می‌شود. این در حدود چهار برابر سهم آمریکا از تجارت جهانی است. در واقع کشورهای زیادی هستند که در مبادلات اقتصادی خودشان با کشورهای دیگر (نه تنها آمریکا) از قیمت‌گذاری بر اساس دلار برای واردات و صادرات خود استفاده می‌کنند. مثلاً بیش از هشتاد درصد واردات و صادرات کشورهای هند، پاکستان، کره جنوبی و اندونزی بر اساس دلار قیمت‌گذاری می‌شود. از لحاظ اقتصادی این امر باعث می‌شود که سیاست پولی آمریکا بر سایر کشورها سر ریز زیادی داشته باشد. مثلاً اگر در آمریکا تورم افزایش یابد و در نتیجه فدرال رزرو به منظور کاهش تورمش نرخ‌های بهره را افزایش دهد، در اثر این افزایش نرخ بهره دلار تقویت می‌شود و این باعث گران شدن کالاهای وارداتی سایر کشورها می‌شود. در نتیجه سایر کشورها نیز مجبور به افزایش نرخ بهره خود به منظور مقابله با اثرات تورمی واردات بر اساس دلار می‌شوند. در نهایت این مکانیسم باعث افزایش انگیزه سایر کشورها برای کم کردن نوسانات قیمت برابری ارزشان نسبت به دلار و در نتیجه کم اثرتر شدن سیاست پولی‌شان برای اقتصاد داخلی می‌شود.

 ۲- دلار به عنوان ابزار پرداخت: یکی از موضوعاتی که بعضاً به اندازه کافی به آن توجه نمی‌شود، نقش نظام پرداخت در مبادلات بین‌الملی است. مشکل اصلی در اینجا اثر شبکه‌ای است: مبادلات بین‌المللی نیاز به ارزهایی دارد که مورد قبول بازیگران مختلف بین‌المللی باشد. مثلاً تولیدکننده‌ای در هند را تصور کنید که بخشی از مواد اولیه‌اش از چین، بخشی از کره و بخشی از پاکستان می‌آید و تولیداتش را به چندین کشور در حوزه‌های ارزی متفاوت می‌فرستد. استفاده از ارز واحد برای صادرات و وارداتش باعث می‌شود که این تولیدکننده ریسک تغییرات قیمت ارز نداشته باشد. همچنین پیچیدگی این مبادلات ارزی باعث می‌شود که این تولیدکننده ترجیح بدهد که از ارزی استفاده بکند که از پشتوانه نظام پرداخت قوی هم برخوردار باشد. در واقع نقش اول و نقش دوم دلار مقوم یکدیگر هستند.

 

در اینجا یک نکته فنی هم وجود دارد که بعضاً توجه کافی به آن نمی‌شود: دولت آمریکا تمامی نهادهای مالی را ملزم کرده است که هر گونه مبادله‌ای در هر نقطه از جهان را که به دلار انجام می‌شود به وزارت خزانه آمریکا گزارش دهند. این موضوع باعث توان بیش از حد آمریکا در اعمال تحریم‌ها شده است. البته به نظر برخی کارشناسان همین استفاده مستمر آمریکا از این برتری اطلاعاتی در بلندمدت باعث ضربه خوردن به نقش دلار در نظام پرداخت‌های بین‌الملل خواهد شد.  

 ۳- دلار به عنوان ابزار ذخیره ارزش: مجموعه توسعه نظام مالی آمریکا، باور جمعی سرمایه‌گذاران و  هدف‌گذاری ارزی بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف و تمایل آنها برای کاهش نوسانات نرخ ارزشان در برابر دلار باعث شده است که دلار نقش ابزار ذخیره ارزش را در اقتصاد جهانی داشته باشد و در نتیجه بیشتر سرمایه‌گذاران خارجی ترجیح می‌دهند که از دلار برای قرض‌دهی‌شان به کشورهای دیگر استفاده کنند. همچنین بخش عمده ذخیره ارزهای خارجی بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف هم به دلار است. این امر نیز باعث افزایش انگیزه کشورها برای کم کردن نوسانات نرخ برابریشان در برابر دلار می‌شود. همچنین در مثال بنگاه اقتصادی که زدیم، قیمت‌گذاری کالاها بر اساس دلار و استفاده از دلار در پرداخت‌ها انگیزه بنگاه برای دریافت وام دلاری را نیز افزایش می‌دهد. در نتیجه نقش اول و دوم و سوم دلار مقوم یکدیگر هستند.

یکی از خواندنی‌ترین قسمت‌های این مقاله بحث پیرامون تاریخچه ظهور هژمونی دلار و پیش‌بینی‌هایی در مورد امکان ادامه آن است. مثلا طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۷ سهم اقتصاد چین از اقتصاد جهانی از پنج درصد به پانزده درصد (تقریبا برابر با سهم آمریکا) افزایش یافته است. اما در بیشتر حوزه‌ها یوان هنوز نقش بسیار نا چیزی را ایفا می‌کند. اما گورینچاس پیش‌بینی می‌کند که طی دهه آینده به احتمال زیاد شاهد تغییرات زیادی در این زمینه و ظهور یوان به عنوان یکی از ارزهای اصلی تجارت جهانی باشیم.

 

ارسال نظر