کدخبر: ۴۴۱۳

اختصاصی «اقتصادنگار»:

نامه‌ی عیسی کلانتری و «بلا مانع» خواندن اجرای طرح انتقال آب خزر به فلات مرکزی ایران نقطه‌ی پایانی بر ماجرایی گذاشت که شروعش تیر 89 بود جایی که در کارگروه بررسی تامین آب استان سمنان طرح انتقال آب خزر برای این استان مطرح و انجام مطالعه‌ی آن مصوب شد. افت سطح آبخوان‌های استان سمنان و آینده‌ی جمعیت ساکن در این استان سال‌های سال یک چالش اساسی برای سیاست‌گذاران بوده است، سمنان بیشتر از 618 هزار نفر جمعیت دارد و طبق گفته مدیرعامل آب منطقه‌ای هر سال با متوسط 150 میلیون متر مکعب کسری مخزن روبرو است،  سال گذشته مدیر کل منابع طبیعی استان سمنان اعلام کرد که 13 دشت از مجموع 26 دشت موجود این استان به دلیل کاهش محسوس پوشش گیاهی در شرایط فرا بحرانی قرار دارد، از طرف دیگر طبق گزارش مصوب بیلان آبی منابع آب استان سمنان که هر پنج سال یک بار تهیه می‌شود، از بین 9 رودخانه کیفیت آب تنها سه رودخانه در حالت کم‌آبی «مطبوع» وصف می‌شود. این گزارش بیلان آبی دقیقا همزمان با تولد رسمی طرح انتقال آب تهیه شده است، جایی که تابستان سال 89 بعد از جلسه کارگروه ، قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا مسئول مطالعه‌ی این طرح شد.

در این چند سال چه اتفاقی افتاد؟

هر طرح عمرانی در ایران برای اینکه بتواند از حالت مطالعه به حالت اجرا در بیاید باید الزاماتی رعایت کند و پرسش‌هایی را پاسخ دهد، طرح انتقال آب از خزر به فلات مرکزی هم از این قضیه مستثنی نبوده است، اولین مجوزی که سازمان محیط زیست به این طرح می‌دهد به سال 91 باز می‌گردد، این مجوز بعد از آماده شدن گزارش‌های 6 گانه از سوی مطالعه‌کننده از جمله گزارش سیمای طرح داده می شود و  طبق اظهارات دست‌اندرکاران این طرح در شرکت آب و نیرو مجوزی مشروط بود، به این معنا که به دولت اجازه اجرا داده شد به شرطی که در ادامه مطالعات تفصیلی را هم ارائه کند.

جدا از اتفاق‌های ریز و درشتی که از جمله تغییر تیم مطالعه‌کننده از قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا به شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران برای این طرح رخ داد، از لایحه بودجه 92 تا 96 برای طرح ردیف بودجه مطالعاتی در نظر گرفته شد و در این 4 سال مطالعه طرح در دو بخش «فاز 1» و «مطالعات زیست‌محیطی»  به اتمام رسید.

اگر بخواهیم دغدغه‌هایی که از منظر زیست‌محیطی در طرح در میان بود و روی آن‌ها مطالعه می‌شد را دسته‌بندی کنیم اینها در 2 بخش کلی قرار می‌گیرند، یکی «کلیت برداشت آب از خزر» و دیگری «کلیت اجرای طرح انتقال آب.» اولی به خاطر نگرانی از بابت اثری که پروژه‌های شیرین‌سازی از یک طرف و برداشت آب از طرف دیگر بر خزر دارد موضوع بحث بوده است. جواب مطالعه‌کنندگان طرح به این دغدغه‌ها را می‌توان این طور خلاصه کرد:1- خزر دریاچه بسته نیست. 90 درصد آب خزر را رود ولگای روسیه تامین می‌کند، از طرفی در دوره استالین کانالی تحت عنوان دن-ولگا ساخته می‌شود که ولگا و خزر را به دریای سیاه وصل می‌کند. 2- با فرض ثابت بودن ورودی و تبخیر آب، برداشت سالانه 200 میلیون متر مکعب آب از خزر سطح آن را هر سال تنها نیم میلی‌متر پایین می‌آورد. 3- کشورهای همسایه ایران دهه‌هاست در حال برداشت از آب خزر هستند، قزاقستان 4 آب شیرین‌کن دارد و با اینکه کشوری پر آب است هر سال 39 میلیون متر مکعب آب از خزر بر می‌دارد، ترکمنستان 2 آب‌شیرین کن دارد و سالی 17 میلیون متر مکعب برداشت دارد و جمهوری آذربایجان 1 آب‌شیرین‌کن و 4 میلیون متر مکعب برداشت آب. این‌ها البته به جز برنامه‌های در دست اجرا و برنامه‌های غیر قطعی‌است که این کشورها برای برداشت از خزر دارند.

مسئله‌ی دوم که در این سال‌ها میان مطالعه‌کنندگان و سازمان محیط زیست مورد بحث بود و به همین خاطر مطالعات زیادی روی آن صورت گرفت تاثیر بازگشت پساب شور به دریا بود. به غیر از الزام به رعایت ضوابط استاندارد سازمان محیط زیست در برداشت آب از دریا، در اینجا حدود یک سال و نیم آب دریای خزر توسط تیم مطالعه‌کننده در آب و نیرو بررسی می‌شد، چطور؟ با آزمایش‌های فیزیولوژیکی و مدل‌سازی آب دریای خزر که نشان بدهد چگونه می توان اثرات تخلیه پساب شیرین سازی را کاهش داد. مسئول وقت طرح این نکته را عنوان می‌کند که آن‌ها به صرف الزامات سازمان محیط زیست در این مورد بسنده نکردند و یک پروژه مطالعاتی-تحقیقاتی را با کمک یک نخبه ایرانی تعریف کردند که هدفش نمک زدایی آب و تولید نوعی لجن قابل استفاده در صنایع رنگ‌سازی به جای پساب تر است. این پروژه در ابعاد کوچک اجرا شده بود ولی هنوز در ابعاد طرح انتقال آب نه؛ پس در قالب بخشی از مطالعات طرح انتقال آب، یک پروژه پایلوت دستگاه آب شیرین کن با این روش با ظرفیت 100 لیتر بر ثانیه در حاشیه دریای خزر تعریف و تجهیز می‌شود. تیم مطالعه‌کننده عنوان می‌کند در حالی که این طرح تحقیقاتی با امیدواری به نتیجه بخش بودن در حال انجام بوده، ناگهان در لایحه بودجه 97 ردیف «مطالعه» طرح انتقال آب هم برداشته می‌شود و پروژه با 50 درصد پیشرفت نیمه تمام می‌ماند/

تاسیسات از چه مسیری عبور می‌کنند؟

موضوع مهم دیگری که در 9 سال اخیر بارها و بارها بر سر آن میان تصمیم‌گیران صحبت شده است،  استدلال در مورد تبعات اجرای بخش خط لوله و تاسیسات این طرح است، خب دور از ذهن نیست که برای اینکه آب کیلومترها از خزر تا سمنان بیاید زمین‌هایی تملک می‌شوند، اما چرا مسیر فعلی انتخاب شده است؟ چیزی که در گفته‌های مطالعه‌کنندگان طرح بر آن تاکید می‌شد این است که دغدغه‌ی اصلی که در انتخاب مسیر وجود داشته کم‌تر کردن تبعات محیط زیستی بوده وگرنه مسیرهای به مراتب کم هزینه تر نیز وجود داشت و به همین خاطر آن‌ها در وهله اول سراغ استفاده از مسیری رفتند که قبلا برای انجامش جنگل‌تراشی انجام شده بود و حالا نیاز به تکرار این اقدام را کمتر می‌کرد. منظور مسیری ست که پیشتر برای سوآپ نفت خام ایران با ترکمنستان احداث شده بود و از نکا تا شهر ری می‌آمد. تاسیسات طرح انتقال آب هم قرار است از کنار این خط بگذرند تا نیاز به جنگل‌تراشی پایین‌تر بیاید.

 

طرح غیر اقتصادی است؟

مرکز پژوهش‌های مجلس سال 93 گزارشی را در قالب نظر در مورد طرح انتقال آب خزر به سمنان منتشر کرد و در بخشی از این گزارش اقتصادی بودن پروژه را مورد تردید قرار داد. در این میان 2 نکته مهم و قابل توجه وجود دارد، یکی اینکه زمانی که مرکز پژوهش‌ها در حال ارائه این گزارش بوده، تنها مطالعاتی که از طرح انتقال آب در دسترس این مرکز بوده گزارش «سیمای طرح» بوده است. همان گزارشی که سازمان محیط زیست در سال 91 بر مبنای آن به طرح مجوز مشروط داده شده بود. گزارش‌های تفصیلی طرح در آن زمان هنوز نهایی نشده بودند. اما نکته دوم از دید مطالعه‌کننده به این بر می‌گردد که طرح به 2 بخش آب شرب و آب صنعتی تقسیم می‌شود. بر اساس طرح انتقال آب قرار است سالیانه 200 میلیون متر مکعب آب خزر به سمنان بیاید، از این مقدار 150 میلیون متر مکعب برای صنعت است و 50 میلیون متر مکعب برای مصارف شرب. حالا برای اینکه بدانیم طرح توجیه اقتصادی دارد یا ندارد باید این دو بخش را از هم جدا کنیم.

تامین آب شرب وظیفه‌ای حاکمیتی است و اساسا تمام پروژه‌های عام‌المنفعه در دنیا از شاخص های بالای اقتصادی برخوردار نیستند. چرا؟ به خاطر تبعات احتمالی که عدم اجرای این پروژه‌ها می‌تواند داشته باشد، خلاصه حرفی که از طرف افراد مطلع به طرح انتقال آب بیان می‌شود این است که  که مثلا آب شرب را میخواهی ببری در منطقه کویری کشور، اصل سوم قانون اساسی می گوید دولت باید رفاه را تامین بکند، اگر شما آب را به مناطق کویری انتقال ندهی چه اتفاقی می‌افتد؟ تجربه سالیان اخیر نشان می دهد که علیرغم اجرای اقداماتی نظیر بازچرخانی آب و تصفیه فاضلاب در جهت مدیریت مصرف در این مناطق، میزان نگران کننده ای از منابع زیر زمینی برداشت می‌کنند، نشود و در غیر اینصورت مهاجرت می‌کنند و کجا می‌روند؟ مناطق پر آب که با رشد جمعیت باید آب را در نهایت به آنجا ببری.

 این موضوع از طرف مطالعه‌کنندگان طرح بیان می‌شود که اگر قرار باشد اقتصادی بودن انتقال آب شرب طرح مورد سنجش قرار بگیرد اول باید ارزش آبهای زیر زمینی که از طریق چاه‌های استان سمنان دارند آب مصرفی را تامین می‌کنند اندازه گرفته شده و بعد مقایسه شود که آیا می‌ارزد آب خزر را به آنجا برد یا نه، یعنی معیار و ملاک برای چنین چندان آسان نیست.

در مورد بخش دوم که 150 میلیون متر مکعب برای آب صنعت است استدلال مطالعه‌کننده این است که از ابتدا اجرای طرح به مشارکت بخش خصوصی منوط شده است، یعنی این سرمایه‌گذار است که تعیین می‌کند این آب برایش ارزش دارد یا نه. هرچند مطالعه صورت گرفته نشان می دهد هزینه شیرین سازی و آب در این طرح به مراتب از سایر طرح های مشابه در کشور کمتر است.

 

 

ارسال نظر