شناسه خبر: 20549

بحران گاز، فرصت یا تهدیدی برای ایران!

اقتصاد نگار : در ماه های اخیر با خروج کسب و کار ها از پاندمی کرونا، قیمت گاز نخست در اروپا و آمریکا و سپس در برخی کشور های آسیایی افزایش قابل توجهی داشت. برای مثال قیمت گاز در اروپا نسبت به سال گذشته بیش از500درصد افزایش داشته و برخی این افزایش را معلول بازگشت مشاغل و میزان تقاضای بسیار بالای گاز میدانند. اما برخی دیگر زمستان طولانی سال گذشته را درکنار افزایش رقابت کشور های شرق آسیا در تقاضای گاز از جمله علل این افزایش قیمت میدانند. بر اساس داده های تازه منتشر شده یورواستات(آژانس آماری اتحادیه یورو)، افزایش قیمت گاز طبیعی باعث افزایش تورم در 19 کشور منطقه یورو شده است. و مطابق انتظار شاهد رشد چشمگیر قیمت گاز در عرصه جهانی بوده ایم.

بنا بر همه این دلایل پیش بینی میشود، زمستان امسال، بحران گاز، بسیاری از کشورها حتی تولیدکنندگان و صادرکنندگان را با مشکل تامیین انرژی روبرو کند. در این میان نگرانی ها و گمانه زنی هایی از سوی برخی کارشناسان حوزه انرژی و حتی مسئولین این حوزه به میان آمده که در زمستان امسال، کشورما نیز با مشکل تامین گاز روبرو خواهد بود. این درحالی است که از ایران به عنوان یکی از سه تولید کننده بزرگ گاز دنیا یاد میشود. اما، متاسفانه سومین تولید کننده گاز دنیا به دلیل سیاست های توزیعی و اقتصادی اشتباه خود با85میلیون جمعیت تبدیل به چهارمین مصرف کننده بزرگ گاز دنیا شده است. طبق اعلام آژانس سوخت های فسیلی، میزان مصرف گاز درایران 70 درصد مصرف در کشور چین 1.4 میلیارد نفری، 3برابر مصرف آلمان، انگلیس و 5برابر کشور ترکیه است.

در این بین طبق آمار های موجود در ایران، روزانه 800 میلیون متر مکعب گاز تولید میشود؛ که از این میزان به طور متوسط حدود ۲۰% در بخش خانگی، 5٪ در بخش تجاری و عمومی، ۳۰% در صنایع، ۲۷.۵% در نیروگاه‌ها و حدود ۱۰% هم صرف خود فرآیندهای تولید گاز، نفت و تلفات انتقال آن می‌شود. کل صادرات گاز کشور نیز تنها در حدود ۵% میزان تولید است؛ این موضوع به قدری مهم است که هزینه فرصت بزرگ صادرات گاز و کسب درآمد های عظیم ناشی از افزایش شدید قیمت های جهانی؛ بر دوش بودجه جاری کشور، که دچار کسری زیادی است سنگینی میکند.  نقدی که کارشناسان اقتصادی بر این شیوه نامتاوزن مصرف دارند؛ شامل قیمت گذاری های ناتراز و اشتباهی است که منجر به ایجاد یک فضای رانتی برای رقابت هرچه بیشتر مصرف کنندگان شده است. و در نهایت کشور را به مرحله ای رسانده که مدیر دیسپاچینگ شرکت ملی گاز ایران خبر از قطعی های گاز در زمستان میدهد. طبق برآورد ها و گزارش دیوان عالی محاسبات کشور در سال 1399، حدود 980هزارو150میلیارد تومان یارانه در بخش گاز اعطا شده است. این آمار با اشاره به کسری بودجه تقریبی350 الی 400هزارمیلیارد تومانی سال جاری کشور، حقایق بسیاری را درمورد علل تورم این سال ها عیان میکند. این آمار و ارقام نشان دهنده این موضوع است که، تنها با حذف تدریجی یا کاهش یارانه اعطایی در حوزه گاز مشکل اساسی این سال های اقتصاد کشور، یعنی تورم تا حد زیادی قابل حل خواهد بود. اما این مسئله از این بُعد حائز اهمیت است که، با این میزان نامناسب مصرف، در فصل زمستان سال جاری، ممکن است نه تنها گازی برای صادرات وجود نداشته باشد، بلکه بنا بر تخمین های کارشناسی حداقل باکسری200 میلیون متر مکعبی روبرو باشیم؛ که طبق تجربه سال هایی که با کسری گاز مواجه بوده ایم سومین تولید کننده برتر گاز دنیا، یعنی ایران  مجبور به واردات گاز از ترکمنستان خواهد شد.

عواقب بد بحران و قطعی گاز

برای جبران میزان کسری گاز، پیش بینی میشود جایگزینی آن با سوخت مازوت و گازوئیل صورت بگیرد و از سوی دیگر، قطعی گاز، آسیبی بر صنایع وارد خواهد کرد که اثرش نخست در بازار و سپس بر سفره مردم مشخص خواهد شد. اما عواقب مشکل نخست، از دست رفتن درآمدهای ارزی حاصل از فروش گازوییل و برق، آلودگی شدید هوا و قطعی احتمالی برق در زمستان خواهد بود. قطع گاز صنایع و بنگاه ها نیز موجب کاهش درآمدهای ارزی کشور در زمستان، افزایش قیمت داخلی محصولات این صنایع، به دلیل کاهش شدید تولید و کاهش سود شرکت‌های بورسی  و در نهایت آسیب به سرمایه های مردم و افزایش ریسک سرمایه گذاری می‌شود. قطع گاز صادراتی در زمستان هم موجب کاهش نقش استراتژیک ایران به خصوص در میان کشور های همسایه خواهد شد که عمده ترین مصرف کننده گاز ایران بودند. این عامل تا پیش از این تاثیر مستقیمی بر دسترسی ایران به منابع ارزی‌ اش داشت که با مشکل در امر صادرات این امتیاز را از دست خواهد رفت. به عبارت دیگر قطع گاز صادراتی در زمستان نه تنها موجب کاهش درآمدهای ارزی می‌شود بلکه باعث کاهش دسترسی به پول های بلوکه شده ای خواهد شد که به بهانه های صادرات گاز آزاد میشدند.

راه پیش گیری از  بروز عواقب بحران گاز

به منظور حل بحران گازی زمستان ۱۴۰۰،باید به یک راه حل چند جانبه که به رفتار تک تک مصرف کنندگان اعم از مصارف خانگی، تولیدی و ... اثر بگذارد دست یابیم.  به نظر میرسد در گام نخست باید بر رفتار مصرف کننده گاز خانگی توجه داشت که به علت غیر بهینه بودن خانه ها و عادات نامناسب تمایل به نگهداری دمایی ما بین 23 تا 25 درجه سانتی گراد وجود دارد. این درحالی است که در کشور های توسعه یافته که از قضا جزو کشور های کم مصرف در بخش خانگی هستند، میانگین حفظ دمای خانه در بین مصرف کنندگان، بین16 الی19 درجه است. با این حال برای رسیدن به چنین وضعیتی، در ایران پیشنهاد هایی مبنی بر جهانی سازی تعرفه های گاز مصرفی میشود که به نظر ممکن است بخشی از مسیر احقاق به این هدف نیز باشد. اما در کنار همه این مسائل، سیاستگذار باید به شوک احتمالی ناشی از افزایش قیمت ها توجه کند؛ که نیازمند شیوه مدیریت صحیح این مسئله است.

در بخش صنایع و بنگاه های پر مصرف نیز پیشنهادی که امیر کرمانی، استاد اقتصاد دانشگاه برکلی، با شروع ماه های سرد سال مطرح کرد، این بود که به صنایع انرژی‌بر این گزینه داده شود که  اگر تعرفه‌های فعلی(ارزان تر) را پرداخت میکنند, در صورت کمبود گاز، گاز این صنایع در اولویت قطع شدن باشد، تا انگیزه ای درجهت مصرف کم و اثر پذیری حداقلی از شوک احتمالی ناشی از سیاست جدید صورت پذیرد. و یا آن‌که به مانند برخی کشور های سردسیر حوزه اسکاندیناوی در سه ماه سرد سال تعرفه‌ی بالاتری را پرداخت کنند ولی گاز آن‌ها در طول زمستان در هر صورت قطع نشود. نکته قابل توجهی که کارشناسان به آن اشاره میکنند این است که  صنایعی که ضرر اقتصادی بیشتری از قطعی گاز می‌بینند از صنایعی که می‌توانند تعمیرات سالیانه‌‌ی خود را در فصل زمستان انجام بدهند و ضرر کمتری ببینند در نوع سیاستگذاری تفکیک شوند. تا با مدیریت صحیح میزان مصرف در پیک زمستان کنترل شود.

اما مطمئنا این راه ها  مسیری دائمی برای کنترل مصرف حامل های انرژی نخواهد بود، همه این مسیر ها، پیشنهاد هایی هستند از سوی برخی کارشناسان برای گذار از زمستانی سرد، همراه با بحران گازی که در سطح جهانی بیشتر کشور ها را از هم اکنون به خود مشغول کرده است.

ارسال نظر