کدخبر: ۱۱۰۰۹

اقتصاد نگار؛ بسیاری از کشورها کرونا را به مثابه جنگ می دانند، جنگی که در برون مرز کشورها نیست و ماهیت عامل جنگ چندان مشخصت نیست، در موقعیت جنگی چه تغییراتی پیش خواهد آمد و تاکنون این تغییر و تحولات چه ابعادی داشته است؟ حاکمان و مسئولان کشور تا چه اندازه در مدیریت شرایط موفق بودند؟ شرایط قرنطینه چه تغییراتی در خانواده ایرانی ایجاد کرد؟ برای سوگ های ابراز نیافته چه فکری باید اندیشید؟ 

دکتر حسینی، جامعه شناس می گوید: در موقعیت جنگی اولاً جامعه کاملاً متمرکز می شود، حاکمان جامعه چند گانه صحبت نمی کنند و یگانه صحبت می کنند، امکانات جامعه به لحاظ اقتصادی و لجستیکی و انسانی متمرکز می شود. اگر این ویروس را به مثابه جنگ در سطح ملی به حساب بیاوریم مجموعه حاکمیت می بایست همه چیزهایی را که دارند در سفره مردم بگذارند و همه یک حرف بزنند. تا امروز که بیش از چند هفته از این پدیده گذشته ما متاسفانه این مساله را در جامعه ایرانی نمی بینیم.

وی معتقد است: پدیده کووید ۱۹ در جامعه ایران بسیاری از مسایل را بیشتر از سایر کشورها تغییر داده و به دلیل همین است که جامعه ایران رفتارهایی را به لحاظ اجتماعی بروز می دهد که شاید در سایر جوامع شاهد آن نباشیم. به عنوان مثال علی رغم تأکیدات، عده ای شرایط قرنطینه را حفظ نمی کنند و از منزل خارج می شوند، باید توجه داشته باشیم همه این آدم ها که از خانه بیرون آمدند به دنبال تفریح نیستند بلکه بسیاری به دنبال کار هستند تا درآمد داشته باشند و روزمره خود را تأمین کنند به عبارت دیگر ما در جامعه ای هستیم که بخشی از این جامعه اگر کار نکند و درآمد نداشته باشد از گرسنگی می میرد. متأسفانه جامعه ایران از حمایت اجتماعی گسترده برخوردار نبوده و نیست، عده ای را رها کردیم که کنار پیاده راه های خیابان های شهری بساط کنند و با یک سرمایه بسیار ناچیزی زندگی خود را تامین کنند.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر حسینی را می خوانید:

* اگرچه قضاوت درباره بسیاری از ابعاد تحولات آتی ناشی از کرونا تا حد زیادی بسته به طول دوران کرونا یا نسل های جهش یافته آن و میزان عجز بشر در برابر این پدیده  دارد که مثلا چند ماه یا چند سال به طول انجامد و تا چه اندازه حکومت ها و نوع بشر را زمین گیر کند. به طور کلی دنیا با شیوع بیماری کرونا چه تغییراتی یافته است؟  

معتقدم که این ویروس همه جا گیر، همه کس گیر، همه کس کش و جهان پریش، وضعیتی را در دنیای ما به وجود آورده که تاکنون بی نظیر بوده است. آنفولانزا در اوایل قرن ۱۹۱۸ در بسیاری از کشورها به خصوص در اسپانیا تلفات داد، ولی وضعیتی که امروز با شیوع کووید ۱۹ مواجه شدیم در هیج یک از بیماری های واگیردار کشنده نمی بینیم و دلیل آن جهانی شدن و جهانی بودن دنیای انسانی امروز است. در نظر بگیریم که چینی ها در شمال ایتالیا کارخانه خریدند و دهها هزار چینی در این کارخانه ها مشغول کار شدند و دهها هزار اروپایی و آمریکایی در چین کار می کنند، میلیون ها نفر سفرهای سیاحتی و گردشگری می روند و با توجه به امکانات حمل و نقلی که به وجود آمده، میلیون ها واحد حجمی و وزنی کالایی در دنیا در طی روز جا به جا می شود، در واقع همه دست به دست هم دادند و این ویروس را به این سرعت در سطح زمین و قاره های مختلف انتشار یافت البته ویژگی خاصی هم که دارد، به دلیل اینکه واکسن آن مشخص نیست و قوای تنفسی انسان را بیش از همه تحت تأثیر قرار می دهد و خود به خود وحشت بیشتری را در جامعه به وجود آورده است.

اما نکته ای که وجود دارد این است که این ویروس اتفاقاً این بار بیشتر بر گروه های سنی بالا تاثیرگذار است. در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی به دلیل بالا بودن سطح بهداشت و درمان و تغذیه، امید زندگی بیشتر شده بود به عبارت دیگر افراد مسن در این جوامع زیاد هستند و خود به خود وقتی چنین ویروسی با چنین مشخصاتی پدیدار می شود و افراد مسن را بیشتر شکار می کنند تعداد فوت شدگان بالا می رود و وحشت ایجاد می شود لذا در تحلیل ها باید وضعیت اجتماعی و شرایط بهینه جمعیت شناختی دنیا به خصوص در کشورهای صنعتی توسعه یافته را مدنظر قرار دهیم.

 * همانطور که اشاره کردید هر پدیده با توجه به اقتضائات جامعه شناختی و شرایط اجتماعی در هر کشوری متفاوت است، ماهیت بحران اخیر(شیوع کرونا) در ایران از بُعد جامعه شناختی به چه صورت است؟

قطعاً همه پدیده های طبیعی تأثیرات قابل توجهی در جوامع گذاشتند، این پدیده ی همه جا گیر، از نظر من تأثیراتش به لحاظ جامعه شناختی قطعاً متفاوت خواهد بود یعنی یک پدیده مشابه با توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن جوامع اثرات متفاوتی را خواهد داشت. لذا وقتی می خواهیم در مورد ایران صحبت کنیم نمی توانیم بگوییم که ایران هم مثل اسپانیا، ایتالیا، آمریکا و چین می شود، ایران را باید با ظرفیت های خود در نظر بگیریم. یکی از تغییراتی که این ویروس به وجود آورد، این بود که جوامع را تعطیل کرد و ما هم ناگزیر باید به چنین وضعیتی تن دهیم، اما ایران به دلیل تحریم ها از نظر اقتصادی در وضعیت نسبتاً ورشکسته بود و هست، امکانات اقتصادی ما به حداقل رسیده و درست در چنین شرایطی می بینید که جامعه ایرانی هم با این پدیده مواجه می شود. قطعاً برخوردها و بازخوردها در چنین جامعه ای با این پدیده در حوزه اقتصاد که یکی از حوزه ها و نهادهای مهم مبادلات و مراودات و حضور اجتماعی است، با سایر کشورها متفاوت است. به نظرم می رسد که پدیده کووید ۱۹ در جامعه ایران بسیاری از مسایل را بیشتر از سایر کشورها تغییر داده و به دلیل همین است که ما یکسری رفتارهایی را به لحاظ اجتماعی می بینیم که شاید در سایر جوامع شاهد نباشیم. مثلا عده ای ایراد می گیرند که چرا آدم ها از خانه بیرون می آیند، اما باید توجه داشته باشیم همه این آدم ها که از خانه بیرون آمدند به دنبال تفریح نیستند بلکه بسیاری به دنبال کار هستند تا درآمد داشته باشند و روزمره خود را تأمین کنند به عبارت دیگر ما در جامعه ای هستیم که بخشی از این جامعه اگر کار نکند و درآمد نداشته باشد از گرسنگی می میرد.

این اتفاق افتاد، چون جامعه ما از قبل یک جامعه با حمایت اجتماعی شناخته شده گسترده نبوده و نیست. به خاطر اینکه ما عده ای را رها کردیم که کنار پیاده راه های خیابان های شهری بساط کنند و با یک سرمایه بسیار ناچیزی زندگی خود را تامین کنند و از نظر ما اگرچه کار آنان هم غیر قانونی بوده، ولی داشتند به همین صورت امرار معاش می کردند. بسیاری از کسانی که در سن پایین هستند، نان آور پدران و مادرانشان هستند و منبع درآمد دیگری ندارند لذا در این شرایط اگر سر کار نروند روی زندگیشان اثر می گذارد. خلاصه بخش اقتصادی جامعه ما و تأثیری که کووید ۱۹ روی این بخش داشته خود به خود بر روی روابط اجتماعی هم تأثیر می گذارد.

* بسیاری از کشورها کرونا را به مثابه جنگ می دانند و با توجه به شیوع جهانی کرونا می توان این پدیده یک جنگ همه گیر جهانی دانست،  جنگی که در برون مرز کشورها نیست و ماهیت عامل جنگ چندان مشخصت نیست، در موقعیت جنگی چه تغییراتی پیش خواهد آمد و تاکنون این تغییر و تحولات چه ابعادی داشته است؟

 در موقعیت جنگی اولاً جامعه کاملاً متمرکز می شود، حاکمان جامعه چند گانه صحبت نمی کنند و یگانه صحبت می کنند، امکانات جامعه به لحاظ اقتصادی و لجستیکی و انسانی متمرکز می شود. اگر این ویروس را به مثابه جنگ در سطح ملی به حساب بیاوریم مجموعه حاکمیت می بایست همه چیزهایی را که دارند در سفره مردم بگذارند و همه یک حرف بزنند. تا امروز که بیش از چند هفته از این پدیده گذشته ما متاسفانه این مساله را در جامعه ایرانی نمی بینیم. سخنگوی وزارت بهداشت و وزیر بهداشت در خط مقدم این جبهه و جنگ هستند، آنها هستند که امروز بایستی پرچم جلوداری این جنگ را در دست داشته باشند و دیگران بایستی در حوزه درمان و بهداشت به آنها توجه داشته باشند که چه می گویند و چه امکاناتی نیاز دارند و در اختیار آنان بگذارند. این موارد می تواند ساخت واکسن و کیت های تشخیص و دارو و درمان بیمارستانی و غیره باشد.

علاوه بر این در ایران بسیار بر روی دولت تأکید می شود در صورتی که در شرایط امروز تمام حاکمیت باید درگیر باشد. رهبری ما مطابق با قانون اساسی بالاترین قوه مرجع دینی و سیاسی هستند. در جمهوری اسلامی رهبری بسیاری از امکانات در اختیار ایشان است که در دست دولت نیست از سازمان های اقتصادی گرفته تا سازمان های نظامی و انتظامی و روحانیت، همه اینها بایستی در شورا متمرکز شوند و در قالب آن، سخنگوی شورا تصمیم گیری ها را به اطلاع مردم می رساند. دولت ایران به مردم می گوید که در خانه بمانند، اما مردم بایستی تامین شوند و اگر شما سیاست هایی نداشته باشید که مردم تامین شده باشند خود به خود این مساله موجب می شود که مردم از سیاست های شما و از بایدها و نبایدهای شما پیروی نکنند. بیش از سه بخش عمده در حال حاضر در خط مقدم هستند و بیشترین و توجه و امکانات باید برای آنان باشد از جمله بخش درمان و بیمارستانی و بهداشت و تحقیقاتی، بخش تولید و حمل و نقل و فروش مواد اولیه و مورد نیاز مردم، منظور مواد حیاتی و خوراکی و بخش خدمات شهری، نمی توانند تعطیل شوند و بایستی فعال باشند اما فعالیت آنها منوط به سرمایه گذاری و رعایت همه ضوابط بهداشتی و سلامت کسانی است که در این بخش ها کار می کنند. این تغییرات و هماهنگی ها هنوز در جامعه ایرانی به خوبی صورت نگرفته و همه آنها بازمی گردد به مجموعه حاکمیت که بایستی به آن توجه داشته باشد.

* در شرایط فعلی مهمترین اقداماتی که از حکومت، نخبگان، جریانات سیاسی  و ملت انتظار می رود چیست؟ کدام بخش های حاکمیت و نخبگان  تاکنون بهتر عمل کرده اند؟  

به آن صورت جریانات سیاسی در ایران نداریم اما جریانات سیاسی هم به درستی عمل نمی کنند یعنی امروز بحث اصولگرایی و اصلاح طلبی و بی طرفی سیاسی بی مورد است. وقتی جامعه در حال جنگ است به نوعی فعالیت سیاسی و جبهه گیری سیاسی تعطیل است. عده ای از سخنگوی وزارت بهداشت ایراد گرفتند که چرا نقدی به چین داشته است! در حالی که این مساله به کسی ربطی ندارد، سخن سخنگوی وزارت بهداشت علمی است و همه دنیا این صحبت را دارند؛ گفته می شود که چرا چینی ها و در کنار آن سازمان بهداشت جهانی به همه ملت های جهان خیانت کردند. چینی ها در مرحله اول و سازمان بهداشت جهانی در سازمان ملل وظیفه داشتند در مورد این ویروس و نوع کشتار و نوع مراقبت های لازم در برابر آن اطلاع رسانی درست داشته باشند، اما به این وظیفه خود عمل نکردند و همه کشور از جمله ایران غافل گیر شدند. بنابراین وقتی یک متخصصی به نمایندگی یک وزارتخانه متخصص در این زمانه و پیشرو این پدیده در جامعه سخنی می گوید، عده ای حمله می کنند، این نشان می دهد که جامعه ما یک جامعه سازمان یافته نیست.

در بخش مذهبی هم همین اتفاق افتاد که البته خوشبختانه جمع شد. عده ای کاتولیک تر از پاپ، درب حرم مقدس حضرت معصومه(س) را می شکنند! اگرچه بزرگانی چون آیت الله سیستانی و رهبری انقلاب اسلامی ایران بیان کردند که باید از تصمیماتی که گرفته می شود، تبعیت کرد، اما نیاز ضروری بود که همه مراجع پا به میدان بگذارند و از جان مردم دفاع کنند و بیان دارند که به منظور اهمیت جان مردم فعلاً بایستی مراسمات و مکان های مذهبی تعطیل شوند. امام خمینی(ره) در زمان حیات حتی فرموده بودند که حج را هم می توان تعطیل کرد. اگرچه آنچه امام فرمودند در بُعد سیاسی بود، اما مهم این است که در مواقع ضروری حتی تعطیلی حج هم غیر ممکن نیست.

شاید کسانی که این نمایش را به راه انداختند، قصد داشتند به نوعی سیاسی کاری کنند، ولی به هر صورت این مسایل در جامعه ما پیش آمد و واکنش در برابر آن به لحاظ جامعه شناسی قابل بحث است.

اما در مورد نخبگان جامعه باید بگویم که اگر بخواهیم نخبگان را کسانی در نظر بگیریم که در حوزه نظری، اجتماعی و اقتصادی صاحب نظر هستند، آنها بایستی رهنمودهایی برای مردم و حاکمیت داشته باشند، اتفاقی که در سایر کشورها و جوامع افتاد این بود که کمیته ای تشکیل دادند، مثلا قبل از اینکه قرنطینه در فرانسه شروع شود، رییس جمهور فرانسه کمیته ۱۱ نفره علمی از مجموع کسانی که در داروشناسی، اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی و مشاوره تخصص داشتند، تشکیل داد. این کمیته ۱۱ نفره موظف به پاسخگویی هستند و اتفاقاً میزگردهایی که به لحاظ رسانه ای برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی برگزار می شود با حضور اعضای این کمیته  است.

تاکنون در مورد اینکه اقتصاد ایران پس از شیوع کرونا به چه سمت و سویی می رود و جامعه و مشاوره ها باید چگونه باشد، نظرات مشخصی ارایه نشده است، ولی نخبگان کشور از طریق شبکه های مجازی و رسانه ها خوشبختانه مداخلات و توصیه های خوبی کردند، اما همه این توصیه ها و مداخلات باید مطابق و مناسب مخاطب ها باشد یعنی نخبگان قشربندی اجتماعی را در نظر داشته باشند و متناسب با آن پیام ها را ارایه دهند.

انتشار مطالب نخبگی ما بیشتر در سطح نخبگان است و بین خودمان می چرخد در حالی که ما بایستی اقشار پایین جامعه را مدنظر داشته باشیم ضمن اینکه باید جامعه را به سمت و سوی تعاون هر چه بیشتر در امکاناتی که به لحاظ مالی، اقتصادی و … داریم، هدایت کنیم چون جامعه در شرایطی که بخش های مختلف اقتصاد جامعه خوابیده و بسیاری از افراد بیکار شدند بیشتر از هر چیزی نیاز به ادامه حیات دارد.

مردم هم بایستی یاد بگیرند و یاد گرفته باشند که به سخنگویان اصلی حاکمیت و پیشنهادات آنان جامعه عمل بپوشانند. متاسفانه با توجه به وجود فاصله میان مردم و حاکمیت و نبود اعتماد لازمه ای که بایستی وجود داشته باشد، و از سوی دیگر چندگانگی گفتار حاکمیت حتی در همین شرایط، موجب می شود که اگر امروز از مردم خواسته می شود که در خانه بمانند، این دستورالعمل از سوی مردم چندان عملیاتی نشود. ضمن اینکه این مساله چون تا حدی برنامه ریزی دقیق نشده، اجرا کردن آن توسط مردم مشکل است.

در آلمان، فرانسه و ایتالیا اگر فردی در شرایط قرنطینه از خانه خارج شود باید فرمی را پُر کند و دلیل خروج خود از منزل را  بنویسند. پس از آن شما تنها یک ساعت اجازه دارید بیرون از منزل باشید و حداکثر در شعاع یک کیلومتر بیشتر نمی توانید جا به جا شوید. اگر از این دستورالعمل تخطی کنید پلیس ۲۰۰ یورو شما را جریمه خواهد کرد بنابراین در شرایط قرنطینه برنامه ریزی صحیح و نظارت و کنترل مناسب نیازی ضروری است. در این کشورها یکی از نیروهایی که تقریباً در صف اول خدمات حضور دارند، نیروهای ژاندارمری و پلیس است چون اینان بایستی ۲۴ ساعت قرنطینه را کنترل کنند، یعنی هم افراد باید حرف شنوی داشته باشند و هم اینکه بایستی نیروهای کنترل اجتماعی مردم را کنترل کند که در این قضیه هم ما مقداری سست هستیم و برنامه ریزی های دقیق نداریم.

* دوران قرنطینه، تجربه جدیدی برای خانواده است. چگونه می توان مانع بروز بحران و تنش در سطح خانواده شد و چگونه می توان از این فرصت نهایت بهره را برای غنای آموزشی و فکری محیط خانواده و همچنین تقویت اسنجام خانواده برد؟

خانواده روستایی و عشایری ایران ساختار و وضعیتی دارد که با خانواده شهری متفاوت است، خانواده روستایی و عشایری ما خانواده های پر جمعیتی هستند و نسبت جمعیت آنان از جمیعت خانواده های شهری بیشتر است و چون خود جامعه هم محدود است و مجموعه خانواده ها تعدادشان زیاد نیست و رابطه چهره به چهره خیلی بیشتر در میان آنان وجود دارد در چنین شرایطی رفع معضل اجتماعی و کمک های آنان نسبت به یکدیگر اولاً بسیار راحت تر صورت می گیرد و ثانیاً خانواده روستایی و عشایری محل کار و محل زندگی زیاد از هم فاصله ندارند به عبارت دیگر کسی که کشاورز است نهایتاً روی زمین کشت و زرع انجام می دهد و ساعات کاری به آن صورت متفاوت نیست. اما در میان خانواده های شهری در همه جای دنیا از جمله ایران، ساختار و امکانات طبقات اجتماعی و اقشار اجتماعی با هم متفاوت است به عنوان مثال  طبقه متوسط روبه بالا، میزان سطح مسکنی که برای سکونت در اختیار دارند به مراتب بیشتر از میزان سطح مسکن برای طبقه متوسط رو به پایین است. همچنین در جامعه های شهری و حومه های شهری میزان اجاره نشین ها در طبقات پایین به مراتب از طبقات بالا بیشتر است. میزان زاغه نشینی و نا مطلوب نشینی در طبقات پایین بسیار زیاد است. نکته دیگر اینکه در خانواده های شهری جامعه ایرانی، عموماً نان آور خانواده مرد است و در مواردی مرد و زن نان آور هستند که از محیط خانه دور می شوند و فرزندانشان را کلاس های آموزشی می گذارند. با شیوع کرونا موقعیتی پیش آمده که همه اعضای خانواده یک جا جمع شدند؛ امروز شرایط در خانه ها با توجه به تعداد جمعیت متفاوت است به عنوان مثال کسانی که سالمند هستند و دیگر فرزندی در خانه ندارند، موقعیت قرنطینه و در خانه بودن اصلاً اینان را به هم نمی ریزد پیش از شیوع کرونا نهایتاً مرد چند ساعتی در پارک بود و بعد به خانه می آمد و پس از شیوع کرونا همه مدت روز در خانه حضور دارد.

زن و شوهرهای جوان بدون فرزند پیش از شیوع کرونا بخشی از شبانه روز که ساعت زنده ماست را در بیرون به عنوان کار می گذارندند و وقتی به منزل برمی گشتند از مدتی که در خانه بودند بخشی را استراحت می کردند و بخش دیگر که محدود بود به گفتمان می پرداختند، پس از شیوع کرونا و شرایط قرنطینه فرصت زمانی در خانه و در کنار یکدیگر بودن بیشتر شده است، همسران می توانند بخشی از این فرصت را در کنار هم بگذرانند، و در سایر مدت زمان ها هر کسی به کار خود بپردازد یا مثلاً اگر اهل مطالعه هستند، کتاب بخوانند و…

اما در وضعیت قرنطینه در خانواده هایی که صاحب فرزند هستند، مقداری مشکلات بیشتر است به این دلیل که در خانواده هایی که پدر بیشتر کار می کرد و مادر تربیت و نگهداری فرزندان را برعهده داشت، حال با حضور مدت زمان بیشتر پدر در منزل ممکن است که تنش میان پدر و همسر و تنش میان پدر و فرزندان افزایش یابد. البته این معضل در شرایط قرنطینه تنها مختص به جامعه ایران نیست، در کشورهایی مانند فرانسه و اسپانیا نیز اختلافات زناشویی و اختلاف میان والدین و فرزندان و مراجعه آنان به پلیس به علت خشونت خانوادگی حدود ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است.

بنابراین بایستی بررسی کنیم که در اشکال مختلف خانواده ها در شرایط قرنطینه چه مشکلاتی بروز می کند و باید توجه داشته باشیم که قطعاً مشکلاتی پیش می آید به این دلیل که در خانواده شهری افراد خانواده به مدت زیادی در کنار هم نیستند و در ایام تعطیل هم چون مسافرت و گردش می روند به طور طولانی مدت در یک جا جمع نیستندو

نکته دیگر اینکه یک جا جمع شدن نیز متفاوت است و بستگی دارد که به چه صورت باشد، یک خانواده ۴ نفره که در ۵۰ متر مربع زندگی می کند با یک خانواده ۴ نفره که در یک واحد ۲۰۰ متری زندگی می کند، مشکلاتشان کاملا در دوران قرنطینه متفاوت می شود.

اما نکته ای که در جامعه ایرانی بسیار اهمیت دارد، این است که چون میزان فقر اقتصادی ما بالاست و شمار خانواده های نیازمند در حوزه اقتصادی بسیار بالاست خود به خود همین مشکلات اقتصادی خانواده ها و بیکار شدن و یک جا شدن می تواند یکی از عوامل بسیار مهمی باشد که در اقشار کم درآمد و پایین جامعه یکسری از واکنش های خشونت بار را در این زمینه ببینیم چون فشار روانی که به لحاظ اقتصادی به این خانواده ها می آید در رفتارشان بروز و ظهور پیدا کند اما در قسمت های طبقه متوسط و بالا که مقداری به لحاظ اقتصادی وضع بهتری دارند ممکن است که تنش های میان همسران یا والدین و فرزندان بیشتر فکری و فرهنگی و رفتاری باشد که باید این مساله را هم در نظر بگیریم.

بنابراین در بررسی اثرات خانه نشینی در دوران قرنطینه بر خانواده باید همه این مسایل و نکات را در نظر گرفت و برای رفع آنها به دنبال راهکار بود.

* چه مداخله روانی و با چه مختصاتی در اصلاح آسیب روانی ناشی از بحران اخیر می تواند مفید و موثر باشد و چه دقت هایی از سوی مسئولان امر در سیاست ها ، برنامه ها باید صورت پذیرد و  همچنین در بعد آموزش،  اطلاع رسانی و به ویژه نقشی که رسانه ها و تلیوزیون باید ایفا کنند چه مواردی باید مد نظر قرار گیرد، تا آسیب ها به حداقل برسد؟  

وظیفه اصلی در حال حاضر بر گردن صدا و سیماست چون تنها واحدهای صوتی و تصویری هستند که به لحاظ قانونی مجوز فعالیت دارند و از سوی دیگر شاید عده ای به کانال های مجازی و اینترنتی دسترسی کمتری داشته باشند.

یکی از اقداماتی که در اینگونه مواقع صورت داده می شود این است که بیشترین برنامه ها را به لحاظ سرگرمی برای بخش های مختلف جامعه به وجود بیاورند، اما نکته ای که بسیار با اهمیت می باشد این است که در خانواده ها معمولاً همه در مقابل یک جعبه تصویری قرار می گیرند بنابراین برنامه های سرگرم کننده تلویزیون نباید تنها مختص کودکان یا بزرگسالان باشد بلکه باید ترکیبی از این برنامه ها در ساعات شبانه روز پخش شود.

با توجه به اینکه موقعیت قرنطینه و در خانه ماندن، حتی ساعت استراحت و خواب را به هم می ریزد بایستی صدا و سیما از این مساله اطلاع داشته باشد تا براساس آن بتواند این برنامه های متنوع ارایه دهد و در کنار این برنامه های متنوع پیام های هدایت گرانه برای کودکان و بزرگسالان نیز بفرستد. پیام هایی که در آنها نوآوری باشد. در بخش آگاهی بخشی به مردم اگر منبر و میزگردهایی پخش کنند و مانند همیشه این میزگردها کسل کننده باشد، مفید نیست به عنوان مثال میزگردهای بهداشتی و درمانی که برگزار می کنند باید بسیار پر هیجان، پر گفت وگوی و جذاب باشد، برای دستیابی به این مساله هم بایستی از کسانی استفاده کنند که در مسایل موافق هم نباشند؛ وقتی دو مخالف بر سر یک موضوع بحث می کنند، مخاطب را بیشتر و بهتر می توانند جلب و جذب کنند.

اما آنچه بسیار مهم است اینکه اگر در برنامه های آموزشی از بایدها و نبایدها صحبت می شود باید این بایدها و نبایدها مطابق اقتضائات فکری، فرهنگی و اقتصادی مخاطبین باشد. باز اینجا لازم است که قشربندی مخاطبین را رسانه ها در دست خود داشته باشند و شبکه های تلویزیونی و رادیویی ایران بدانند که مخاطبانشان چه کسانی هستند و حتی در طی شبانه روز کدام دسته از مخاطبین به اینان توجه دارند و براساس آن بایستی برنامه های مشاوره ای درمانی تهیه و پخش کنند. البته این کاری است که رسانه ها باید انجام دهند، اما کار دیگری که باید صورت گیرد این است که مشاوران ما و روانشناسی که مشاوره می دهند بایستی شرایطی به وجود آورند که به صورت داوطلبانه و مجانی مشاوره تلفنی بگذارند و افراد را سازماندهی کند و در این شرایط سخت در موقعیتی که مردم نیاز به گفت وگو و آرامش دارند بتوانند با آنها تماس بگیرند و ساعاتی را در اختیار مردم قرار داده و به سوالات آنها پاسخ دهند. این موارد مقداری به کاهش آسیب هایی که به خصوص در  محیط های خانوادگی با آن ممکن است مواجهه شویم، کمک می کند. مقداری کار رسانه ای است و بعد هم کار انجمن های علمی و می توان در حوزه علوم اجتماعی و انسانی و علوم بهداشتی باشد. به هر صورت بخشی از پزشکانی که مطب دارند و در حوزه های بیمارستانی نیستند بخشی از وقت خود را بایستی رایگان در اختیار مردم قرار دهند تا مردم از آنها دستورالعمل هایی بگیرند.

یکی از نتایج اقدامات روانشناختی مشاوره ای و خدمات اجتماعی گفتمانی است که بین این آدم ها صورت می گیرد و گفتمان آنها را به آرامش می رساند. بحث دیگر که با توجه به این میزان مرگ و میری که وجود دارد، به خانواده هایی که به صورت خاصی بایستی مورد مشاوره قرار بگیرند، کمک مشاوره ای داده شود تا این وضعیت سختی که برای آنان پیش آمده و نتوانستند جهت تسلی مراسم داشته باشند، اینگونه جبران شود.

 * حالات ذهنی و روانی افراد در حین بحران دستخوش تغییر و تحولات هیجانی نظیر ترس و اضطراب، ناامیدی و ناتوانی، باور پذیری و باور ناپذری و امثال آن می شود. همچنین احساساتی چون استرس آسیب پذیری و در معرض بیماری بودن، جدایی، فقدان عزیزان، عذاب درونی، جراحت عاطفی و نگرانی شدید از آینده بر برخی افراد مستولی می شود. برای تسکین آلام، جهت دهی و حفظ و یا بازگشت تعادل روانی جامعه و افراد چه باید کرد؟

معتقدم ما انسان ها لازم است بپذیریم که آنچه هست و آنچه به وجود می آید در نهایت خیر مطلق است چون از وجود خالق هستی جز خیر چیزی نیست منبعث و منتشر نشده و نمی شود. در این چند روز متن هایی که در شبکه های مجازی است می خوانم، عده ای می گویند که این مجازات خدا بود که این ویروس را بفرستد و ما که غافل بودیم را به خود برگرداند، اصلاً اینگونه نیست اینها قوانین طبیعت است که خداوند خلق کرده و این حوادث طبیعی از جمله سیل و زلزله و بیماری ها بوده و هست و خواهند بود؛ ما نباید این مشکل را به انتقام گیری خداوند نسبت بدهیم.

همین که اینگونه نگاه کنیم یک دید منفی است و هر کسی که این تبلیغات را کند روحیه یک جامعه را به هم می پاشد چون مردم نیاز دارند به یک منبع خیر و هستی بخشی؛ بنابراین این دیدگاه های منفی بایستی قطعاً به حداقل و صفر برسد.

عده ای دیگر بیان می کنند که شیوع جهانی این بیماری نشانه هایی از ظهور امام زمان(عج) است، بیان چنین نکاتی مشکلی را به لحاظ روانی برای مردم حل نمی کند به این دلیل که در جامعه جهانی همگان اعتقاد به ظهور ندارند، بنابراین شما که با خوشحالی این نظر را بیان می کنید در واقع در حال امیدوار کردن مردم هستید، اما بخشی از مردم امیدوا ر می شوند که ممکن است اعتقاد داشته باشند. اگرچه معتقدم این اظهارنظرها برای این بخش هم تیرگی ایجاد می کند و القا می شود که مردم وقتی در مشکلی قرار می گیرند، امام زمان(عج) ظهور می کند.

این مسایل هیچکدام آرامش روانی نمی آورد، آرامش روانی را باید با بیان این جملات حاصل کرد که دنیا محل خیر است و این مشکلات برطرف می شود. وقتی به زندگی بشر نگاه می کنید، می بینید که هر پدیده این چنینی انسان، این مخلوق برگزیده الهی را بالاتر برده و زندگی او را بهتر کرده است به عبارت دیگر اگر  روزی بر اثر زلزله تلفات دادیم، اما موجب شده که در یک مناطق زلزله خیزی خانه هایی ساختیم که با ۸ ریشتر هم خراب نمی شود.

معتقدم که باید این مسایل را آزمون الهی در نظر بگیریم و توجه داشته باشیم که خداوند خلیفه ای برای خود در زمین به نام انسان قرار داده و بعد از آن با ظرفیت هایی که خالق هستی در وجود ما انسان ها قرار داده، توانستیم پله پله جلو برویم. حال کسی که مقدرش بوده در این زمان برود، به دیار حق شتافته است و بایستی تقدیرگرا بود، اما توجه به اصل تقدیر به این مفهوم نیست که در خانه نمانیم و دارو مصرف نکنیم. امام علی(ع) در پای دیواری نشسته بود؛ متوجه شد که دیوار شکسته است و ممکن است فرو ریزد؛ فوراً برخاست و از آنجا دور شد. مردی اعتراض کرد که: از قضاء الهی می گریزی؟ حضرت در پاسخ وی فرمود: «اَفِرُّ مِنْ قَضاءِ اللهِ اِلی قَدَرِهِ؛ از قضاء الهی بسوی قدر الهی فرار می کنم» معنای این جمله این است که هر حادثه که در جهان پیش می آید مورد قضا و تقدیر الهی است. اگر آدمی خود را در معرض خطر قرار دهد و آسیب ببیند، قضاء خدا و قانون خدا است و اگر از خطر بگریزد و نجات پیدا کند آنهم قانون خدا و تقدیر خدا است.

کسانی که بر اثر بیماری کرونا عزیزی را از دست می دهند شرایط بسیار سختی دارند، نه تنها در مراسم تدفین حضور ندارند، بلکه مراسم های عزاداری هم برگزار نمی شود و این افراد در غم سنگینی قرار دارند، اطرافیان و بازماندگان می توانند از طرق مختلف با آنان تماس برقرار کنند و با بیان جملات سعی کنند داغ دیدگان شرایط را بپذیرند. باز در همین زمینه ها تاکید می کنم که همه رسانه ها و تبلیغات و همه اقداماتی که انجام می دهیم نباید تبلیغی علیه آفرینش و دست انتقام باشد؛ مقدر ما این است که به دنیا می آییم و زمانی هم از دنیا می رویم.

انتهای پیام

 

ارسال نظر