کدخبر: ۱۳۲۳۸

به گزارش اقتصاد نگار؛ محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی طی یادداشتی نوشت:

دوازده رئیس کمیسیون مجلس نامه‌ای با لحن تند به رئیس‌جمهور می‌نویسند و علی ربیعی در یادداشتی که خودش نامه‌ای است، به آن پاسخ داده است. حرف جدی و ناپوچ در این فضا کمتر شنیده می‌شود و همه به نوعی از کنار این متن گذشته‌اند. گویی کسی حال ندارد غیر از ناله کردن یا فریاد کشیدن کاری کند.

او به صراحت می‌گوید چنان ننویسید که گویی مجالس اصولگرای نهم و دهم هیچ نقشی در این وضع اقتصاد و جامعه نداشته‌اند: «انگار نه انگار که بودجه در کمیسیون‌های مجلس تغییر می‌کند و به تصویب می‌رسد، مصوبات مجلس و قوانین مصوب آن بر اداره کشور مؤثر بوده‌اند و وزرای دولت و برنامه‌هایشان از مجالس رأی اعتماد گرفته‌اند و نمایندگان دو مجلس اصولگرا در همه هفت سال گذشته با هزاران سؤال و ده‌ها جلسه طرح پرسش و استیضاح، بر دولت نظارت داشته‌اند. گویی اداره کشور حاصل جمع مسئولیت مشترک و اختیارات اعمال‌شده دولت و مجلس و سایر قوا، نهادها و شوراهای فراقوه‌ای مختلف نیست.»

سپس به اثر تاریخ اشاره کرده و می‌نویسد: «برادران گرانقدر تا زمانی که قرار بر این باشد که مسئولیت وضع موجود را همگان نپذیرند و اثر مسیر و میراث تاریخی شیوه اداره کشور بر شانه‌های اقتصاد و جامعه ایران تحلیل نشود، گشایشی حاصل نمی‌شود. آنچه که شما امروز نمی‌پسندید محصول کردار همه قوا، نهادها و شوراهایی است که سهمی در حکومت داشته و دارند، هیچ کس از نپذیرفتن بار این مسئولیت طرفی نمی‌بندد و گرهی نمی‌گشاید.» به‌واقع مسئولیت امروز را باید همه صاحبان قدرت بپذیرند، آن‌چه امروز شاهدیم محصولی تاریخی و جمعی است.

یکی از مهم‌ترین عبارات متن این است: «مجلس یازدهم نیز با راه‌حل‌هایی از جنس «مدیریت جهادی»، «پرانگیزگی»، «افزایش نظارت بر دولت» و «احیای انقلابیگری» که در نامه ذکر شده به میدان آمده است. نویسندگان نامه که برخی سال‌ها سابقه فعالیت در عرصه اقتصادی و سیاسی داشته‌اند باید ابتدا مشخص سازند که معنای عملیاتی مشخص برای شعارهای کلیدی آنها چیست؟» به‌واقع معنای عملیاتی این‌ها چیست؟ این سؤال بسیار مهمی است و ربیعی گویندگان این واژه‌ها در مجلس را به یک چالش بزرگ دعوت می‌کند.

چالش این گونه طرح می‌شود: «…بانک‌های مرکزی در دنیا متولی اصلی سیاست پولی، کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی هستند. ممکن است صریح و شفاف توضیح دهید که ابزارهای بانک مرکزی باید چگونه به تنهایی و در تعامل با سایر سیاست‌های کشور عمل کنند تا آن مدیریت مد نظر شما پیاده شود و ارزش پول ملی حفظ شود؟ مصداق روشن شعارهایی نظیر انقلابیگری، مدیریت جهادی و پرانگیزگی در سیاست‌های پولی و بانکی چیست و دوستان کدام طرح مکتوب و مشخص برای اعمال این سیاست‌ها را پیشنهاد می‌کنند؟»

اگر یک متن مکتوب توسط مجلسیان منتشر شود که توضیح دهد «مدیریت جهادی»، «احیای انقلابیگری» و «پرانگیزگی» در دل سیاست‌های پولی و به قصد کنترل تورم چیست، و اقتصاددانان آن‌را معقول بدانند، می‌توان معنای این شعارها را در واقعیت دانست و غیر از این،‌ ابزارهایی برای مناقشه‌اند.

او می‌گوید اگر واقعاً اهل اصلاح، اقدام و عمل هستید، بیایید درباره دستورکارهای مهمی کار کنیم.

اول. اصلاح قوانین ناظر بر بانکداری به منظور درمان ریشه‌ای معضلات نظام بانکی و عواقب ناشی از آنها….

دوم. بررسی و تصویب لایحه مدیریت تعارض منافع

سوم. بررسی و تدوین قانون جامعی برای ارتقای شفافیت و تضمین اجرای رویه‌های ارتقای شفافیت

چهار. اصلاح قانون جامع انتخابات و تعیین تکلیف تأمین مالی انتخابات

پنج. بررسی و تصویب قانون جامعی برای حفاظت از محیط‌زیست و تضمین توسعه پایدار

شش. تدوین راهکارهای تفویض اختیار به استانداران و مقامات محلی برای افزایش کارآمدی

هفت. تدوین و تصویب لایحه مدیریت صداوسیما

هشت. اصلاحات ساختاری در نظام بودجه‌ریزی کشور

نه. اصلاح قوانین رسانه‌ها و نهادهای صنفی و مدنی و سازمان‌های مردم نهاد

ده. اصلاح قوانین نظام رفاهی و حمایت اجتماعی، شناسایی اقتصادی و اجتماعی شهروندان و فقرزدایی.

یازده. اصلاح قوانین مالیاتی بالاخص قانون مالیات بر درآمدهای شخصی برای ارتقای عدالت اجتماعی و …

نامه علی ربیعی به سخن صریح و عملیاتی گفتن، پذیرش خطاهای گذشته و کار بر روی دستورکارهای دشوار اما ثمربخش دعوت می‌کند. نامه‌ای نیست از جنس «من فریاد می‌کشم و مناقشه می‌کنم، پس هستم.» اگر راهی باشد، بخش زیاد آن از دل آن‌چه ربیعی نوشته است عبور می‌کند: پذیرش مسئولیت، معنادار سخن گفتن و کار کردن روی دستورکارهای ثمربخش.

ارسال نظر