شناسه خبر: 21806

پیامد های گسترش هوش مصنوعی بر اقتصاد جهانی

به گزارش اقتصاد نگار، هوش مصنوعی امروزه بیش از بیش به زندگی ما انسان ها ورود پیدا کرده و همواره با آثارش بر علم و فناوری بر اقتصاد نیزتاثیر میگذارد و از همین طریق بیشترین ارتباط را با زندگی انسان امروز بر قرار کرده است. هوش مصنوعی یک نظریه و توسعه سیستم های کامپیوتری است که می تواند وظایفی را انجام دهد که سابقا برای انجام آن ها به هوش انسانی نیاز داشتیم. به عنوان مثال، تشخیص گفتار، تصمیم گیری، ادراک بصری از ویژگی های هوش انسانی هستند که هوش مصنوعی ممکن است از آن برخوردار باشد.

ارتباط این موضوع با اقتصاد روز به روز بیشتر و آثارش مهم تر از قبل میشود. طبق برآورد های موئسسه پژوهشی دانشگاه آدامز، هوش مصنوعی احتمالاً می تواند تا سال 2030 به تدریج 16 درصد یا حدود 13 تریلیون دلار به بازده اقتصادی کنونی جهان اضافه کند ؛ همانطور که در گزارش سپتامبر 2018 توسط مؤسسه جهانی  نشان داده شده است، میانگین سالانه سهم در توسعه کارایی حدود 1.2 درصد از هم اکنون تا سال 2030 است.

گزارش بانک جهانی به مدل‌های شبیه‌سازی تأثیر هوش مصنوعی در سطح کشورها، بخش ها، سازمان هاو نیروی کار متفاوت است. این موئسسه نگاهی به پذیرش آنها از پنج طبقه بندی کلی از فناوری های هوش مصنوعی انداخت: بینایی کامپیوتر. زبان طبیعی؛ دستیارهای مجازی، اتوماسیون فرآیند روباتیک و یادگیری ماشینی پیشرفته. منابع داده شامل اطلاعات نظرسنجی از حدود 3000 شرکت در 14 بخش مجزا و اطلاعات اقتصادی از سازمان های مختلف از جمله سازمان ملل متحد، بانک جهانی و مجمع جهانی اقتصاد بود.

هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشینی (ML) توسط تعداد برجسته‌تری از افراد، سازمان‌ها و دولت‌ها مورد استقبال قرار گرفته‌اند، زیرا افزایش اثربخشی و بهره‌وری باعث رشد تصاعدی در بخش‌های خاصی از اقتصاد جهانی می‌شود. با این حال، شکاف در اثربخشی و کارایی بین آن بخش‌ها و سازمان‌ها توسط هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در مقابل آن‌هایی که هیچ اثری نداشته‌اند به‌طور تصاعدی در حال افزایش است. این خطر باعث می شود که کسانی که به صورت سنتی مشغول به کار هستند بیشتر و بیشتر عقب بمانند و امکان جبران زمان از دست رفته با پیشگامان کمتر و کمتر شود.

بیشتر کشورها به دلیل مسئله "تخریب خلاق" در اقتصاد به سختی باورود هوش مصنوعی به اقتصادشان موافقت کردند زیرا اکثر اقتصادهای بزرگ معتقدند با ورود فناوری نقش انسان در فرایند تولید کمتر میشود و این مسئله منجر به افزایش بیکاری خواهد شد.

هوش مصنوعی (AI) می تواند بهره وری و پتانسیل تولید ناخالص داخلی اقتصاد جهانی را تغییر دهد. سرمایه گذاری استراتژیک در انواع مختلف فناوری هوش مصنوعی برای تحقق آن مورد نیاز است.

بهبود بهره وری نیروی کار باعث افزایش تولید ناخالص داخلی اولیه می شود زیرا شرکت ها به دنبال افزایش بهره وری نیروی کار خود با فناوری های هوش مصنوعی و خودکارسازی برخی وظایف و نقش ها هستند.

تحقیقات موئسسه pwc همچنین نشان می‌دهد که 45 درصد از کل سود اقتصادی تا سال 2030 از بهبود کیفیت ناشی از رشد تکنولوژی محصول حاصل می‌شود و تقاضای مصرف‌کننده را تحریک می‌کند. این مسئله به این دلیل است که هوش مصنوعی با افزایش شخصی سازی، جذابیت و مقرون به صرفه بودن  در طول زمان تنوع محصول را افزایش می دهد.

 

بیشترین دستاوردهای اقتصادی حاصل از هوش مصنوعی در جهان به ترتیب  در چین (افزایش 26 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال 2030) و آمریکای شمالی (افزایش 14.5 درصدی)  صورت گرفته است که در مجموع معادل 10.7 تریلیون دلار برآورد میشود و این میزان تغییر تقریباً 70 درصد از تأثیر اقتصادی جهانی را به خود اختصاص می دهد.

کل تأثیر اقتصادی هوش مصنوعی در دوره تا سال 2030

آنچه  از بررسی های موئسسه PWC به دست میآید  این است که احتمالاً هوش مصنوعی رویه اقتصاد را تا 2030تغییر دهد.  هوش مصنوعی می تواند تا 15.7 تریلیون دلار به اقتصاد جهانی در سال 2030 کمک کند، که بیشتر از مجموع تولید فعلی چین و هند است. از این میزان، 6.6 تریلیون دلار احتمالاً ناشی از افزایش بهره وری و 9.1 تریلیون دلار احتمالاً ناشی از اثرات حاشیه ای این تغییر خواهد بود .

در حالی که برخی از اقتصاد امرزه شرکت هایی مانند تسلا و اپل سردمدار هوش مصنوعی هستند میتوان گفت این موضوع هنوز در مراحل اولیه توسعه در سطح جهان قرار دارد. بنابراین، از دیدگاه اقتصاد کلان، فرصت‌هایی برایاقتصاد های  نوظهور وجود دارد تا اقتصاد های برتر که به دلیل قدمت و تجاربشان فاصله ای چند دهه با باقی کشور ها دارند پیشی بگیرند.

 

 

ارسال نظر