شناسه خبر: 22038

بازی عوض شد؛

اقتصاددانانی که از ورود اتوماسیون به صنعت گله دارند

به گزارش اقتصاد نگار، دارون عاجم اوغلو اقتصاددان موئسسهMITو نویسنده کتاب های پرفروش و پرطرفدار " چرا ملت ها شکست میخورند" و دالان باریک" اخبرا به روند پیش گرفته شده اقتصاد ها نسبت به مکانیکی و اتومانیزه کردن صنعت ها خرده گرفته و تحقیقاتی در مورد رابطه ورود هوش مصنوعی به تولید و نرخ بیکاری را نیز منتشر کرده است؛

بر اساس برخی از تحقیقات اخیر او، نیمی یا بیشتر شکاف افزایشی دستمزدها در بین کارگران آمریکایی در 40 سال گذشته به اتوماسیون وظایفی نسبت داده می‌شود که قبلاً توسط نیروی کار، به‌ویژه مردان بدون مدرک دانشگاهی انجام می‌شد.

عاجم اوغلو گفت: " نابرابری ناشی از اتوماسیون "یک عمل یا رخداد طبیعی نبوده و نیست". "این روند نتیجه انتخاب هایی است که شرکت ها و ما به عنوان یک جامعه در مورد نحوه استفاده از فناوری انجام داده ایم."

عاجم اوغلو، محققی که تحقیقاتش او را به یکی از پراستنادترین اقتصاددانان در مجلات دانشگاهی تبدیل کرده است؛ جزو معدود اقتصاددانانی است که دست به روی یک مسئله مهم و البته خطرناک برای وجهه علمیش گذاشته؛ تقریبا میتوان گفت او جزو معدود اقتصاددانان برجسته ای است که استدلال می کند ماشین ها و نرم افزارهای کامپیوتری، با دست سیاست گذاران، به طور قابل توجهی به شکاف های طبقاتی در درآمد ها کمک کرده اند. در ایالات متحده هم این فرایند در حال شدت گرفتن است، تا جایی که صدای نیروی کارر پیرامون غول های سیلیکون ولی و پیشرفت بی رویه فناوری شنیده نمیشود.

آنتون کورینک، اقتصاددان دانشگاه ویرجینیا، و جوزف استیگلیتز، اقتصاددان برنده جایزه نوبل از دانشگاه کلمبیا، مقاله‌ای با عنوان «هدایت پیشرفت فناوری» نوشته‌اند که در آن گام‌هایی از اصرار به کارآفرینان تا تغییرات مالیاتی برای دنبال کردن «نوآوری‌های دوست‌دار نیروی کار» را توصیه کردند.

 

اریک برینجفسون، اقتصاددان دانشگاه استنفورد، به طور کلی به عنوان  حامی رشد فناوری است در نقطه مقابل اقتصاددانانی چون عاجم اوغلو قرار میگیرد. اما در مقاله‌ای که در بهار امسال در Daedalus، مجله آکادمی علوم و هنر آمریکا منتشر کرد، درباره «تله تورینگ» هشدار می‌دهد. این عبارت اشاره ای به آزمون تورینگ دارد که به نام آلن تورینگ، پیشگام انگلیسی در هوش مصنوعی، نامگذاری شده است، که در آن هدف این است که یک برنامه کامپیوتری به طور قانع کننده ای در یک گفتگو شرکت کند که از یک انسان قابل تشخیص نباشد.

برینجفسون گفت برای دهه‌ها، آزمون تورینگ - مطابق با عملکرد انسان - استعاره‌ای راهنما برای فن‌آوران، تجار و سیاست‌گذاران در تفکر در مورد هوش مصنوعی بوده است. که منجر به رشد  سیستم هایی که برای جایگزینی کارگران به جای افزایش عملکرد آنها طراحی شده اند شده است. او گفت: "من فکر می کنم این یک اشتباه بزرگ در جهت توزیع درآمد بود، چرا که همان پولی که میتوانست به جیب چندین نیروی کار که به آن پول نیاز داشتند برود، اما به جیب صاحب آن ربات که درآمد حاصل ازآن در زندگیش هیچ اثر مشخصی نداشت میرود."

اقتصاددانان به سال‌های پس از جنگ، از 1950 تا 1980، به عنوان عصر طلایی اشاره می‌کنند که در آن فناوری پیشرفت کرد و کارگران از این پیشرفت به سبب  تخصصی تر شدن کار ها از درآمدهای فزاینده‌ای برخوردار شدند.

اما پس از آن، بسیاری از کارگران از قطار فناوری و رشد تکنولوژی و ماشینیزه شدن صنعت جا ماندند. بعد از آن پیشرفت  در فناوری‌های خودکارسازی به طور ثابت وجود داشت  ربات‌ها و ماشین‌های کامپیوتری در طبقات کارخانه‌ها و نرم‌افزارهای تخصصی در دفاتر، و کارگران برای باقی ماندن در بازار کار نیاز به یادگیری مهارت های نوین داشتند.

با این حال، با ورود نرم افزار ها و ربات ها و مکانیزه شدن صنایع، کارفرما یان شروع به  کاهش هزینه  های خود برای آموزش کارگران خود کردند. لارنس کاتز، اقتصاددان حوزه کار دانشگاه هاروارد می گوید: «وقتی فناوری و آموزش با هم حرکت کنند، رفاه مشترک به دست می آید. "در غیر این صورت، رشد فناوری به افزایش فاصله های درآمدی منجر میشود."

اما تجارت بین المللی تمایل داشت شرکت ها را به اتخاذ استراتژی های اتوماسیون توسط هوش مصنوعی تشویق کند. برای مثال، در  چند دهه گذشته شرکت‌هایی که نگران رقابت کم‌هزینه ژاپن و بعداً چین بودند، روی ماشین‌هایی برای جایگزینی کارگران سرمایه‌گذاری یزرگی کردند.

 

امروزه موج بعدی فناوری پس از ماشینیزه و مکانیکی شدن نیروی کار نوبت به ورود هوش مصنوعی رسیده است. عاجم اوغلومی گوید که به نظر من می توان از هوش مصنوعی برای کمک به کارگران، افزایش بهره وری آنها یا جایگزین کردن آنها استفاده کرد.

 

عاجم اوغلو، مانند برخی دیگر از اقتصاددانان، دیدگاه خود را نسبت به فناوری در طول زمان تغییر داده است. در تئوری اقتصادی، فناوری تقریباً یک عنصر جادویی است که هم اندازه کیک اقتصادی را افزایش می دهد و هم کشورها را ثروتمندتر می کند. او به یاد می آورد که بیش از یک دهه پیش روی یک کتاب درسی کار می کرد که شامل نظریه استاندارد بود. مدت کوتاهی بعد، در حین انجام تحقیقات بیشتر، او به ابعاد جدیدی پی برد.

 

او گفت: طرز فکر یک جانبه حمایت از فناوری در جریان اصلی اقتصاد بسیار محدودکننده است.

 

عاجم اوغلو دشمن فناوری نیست. او  سابقا هم خاطرنشان کرده بود که نوآوری‌های حوزه هوش مصنوعی برای رسیدگی به بزرگترین چالش‌های جامعه، مانند تغییرات آب‌وهوایی، و رشد اقتصادی و افزایش استانداردهای زندگی مورد نیاز است. اما از آن جا که همسر وی، آسومان اوزداگلار، رئیس گروه مهندسی برق و علوم کامپیوتر در M.I.T است؛ به نظر میرسد از حوزه مصنوعی و فناوری کم آگاهی ندارد.

برآورد  عاجم اوغلو مبنی بر اینکه نیمی از شکاف افزایشی دستمزدها در دهه‌های اخیر ناشی از پیشرفت فناوری سال گذشته با همکارش، پسکوال رسترپو، اقتصاددان دانشگاه بوستون، منتشر شد. این نتیجه گیری بر اساس تجزیه و تحلیل داده های جمعیت شناختی و تجاری است که سهم رو به کاهش تولید اقتصادی را که به عنوان دستمزد به وسیله کارگران ایجاد می کند و افزایش هزینه ها برای ماشین آلات و نرم افزار را در ادامه شرح می دهد.

منبع: نیویورک تایمز

ارسال نظر